اگر بخوام یک اعتراف صادقانه داشته باشم؛ میگم راستش هیچ قدم و سعی انسان گم یا فراموش نمیشه.
این حرف رو نمیشه با نگاه کردن به دو سال اخیر فهمید. ولی اگر بلند مدت تر فکر کنی و زمان خوبی بگذره شاید بشه چیزی که میگم رو لمس کرد. مثلا ده سال..
به طرز عجیبی مهارت هایی که در حین شکست خوردن هامون کسب میکنیم یکجایی که فکرش رو نمیکنیم به کار میان.
اون تلاش هایی که با هیچ برابر شدن و فکر کردیم سوختن و تموم شدن، در واقع از بین نرفتن. بلکه از دل خاکستر همون ها موقعیت های جدید و فرصت هایی جوانه میزنه که ثمره ی تلاش هات رو با گذر زمان میتونی تو شاخ و برگ هاش ببینی.
نه بلافاصله اما قطعا، تک تک اون زحمت ها میشن مزیت رقابتی، میشن مهارت و یکجا به داد آدم میرسن.
اما یه شرط مهم داره اونم، ادامه دادن در شرایطیه که فکر میکنی همه چیز خیلی داغونه و خیلی عقب افتادی.
به نظرم اگر صبور باشی میبینی هیچی اینجا گم نمیشه و چیزی که وحشتناکه شکست خوردن نیست، نا امید شدن و ادامه ندادنه.
پ.ن: این یک متن انگیزشی نیست. یک حقیقت زیسته شده است.