خب زن برادرم که الان چند ماهیه جدا شدن توافقی بدون اینکه به خانواده ها بگن بعد از رفتن به خونهی پدرش شوهرم نذاشته یه آب خوش از گلوم پایین بره البته که از اول هم اخلاقش بد بود ولی طرفداری زن برادرم رو میکنه با اینکه مقصر صد درصد خود خانم بودن (الان چون بحث ما نیست حوصله ندارم تعریف کنم چی بین اون و برادرم گذشته) اون دختر میشه دختر دوست شوهرم تا وقتی که خونه ی برادرم بود اون نمیرفت خونشون الان هر چند وقت یکبار میره خونشون جلو منم تیکه میندازه که یه نفر با دختر دوستش ازدواج کرد که خواهر شوهرم گفت خجالت نمیکشه بعد شوهرم گفت یعنی زشته؟ گفتش اره گفت پس باهاش ازدواج نکنم؟ من به رو خودم نیاوردم تازه کلی بد و بیراه پشت سر خانوادم و برادرم میگه جلو خانوادش که نصفشون رو خود دختره گفت نصفشون رو بچه هام ده روزه نیومده خونه و دو روز پیش خونشون بود جلو بچه هام گفته میخام با مادرشوهرم و خواهر شوهرم برن خواستگاری برا برادرشوهره مجردم وقتی از خواهر شوهرم پرسیدم گفت خبر نداریم پری شب زن برادرم گفت شوهرت اومده خونمون و میگه خواهر مادرشم پنج شنبه جمعه میخاد بیاره ولی تو نمیای چون با ما قهری ( زن برادر سابقم هنوز با من صحبت میکنه ) البته بگم که من به شوهرم بیشتر مشکوکم و میدونم کرم از اونه حالا نظرتون چیه
یادت باشه تو این دنیا هیچ چیزی از هیچ کسی بعید نیست... اگر مادر شدی یادت نره اول تو باید شاد و قوی باشی تا بتونی شاد بزرگش کنی یک بچه از همون روز تولدش نگاهش به خنده های مادرشه نه رنگی بودن اتاقش... شوهر خدا نیست نون شبت گرو اون نیست پس از سر ناچاری کنارش نمون اگر حرمت گزار نیست .
این دیگه شک کردن ندارن. خودت میگی مستقیم گفته یعنی باهاش ازدواج نکنم؟ این حتی اگه عملیش هم نکنه، فکرش تو سرش هست و حتی به زبون هم میاره که اینا فرقی با خیانت ندارن
دختران شاد، زیباترین دختران هستند :) وقتی به تو خیانت میکنند، انگار بازوهایت را قطع کردهاند؛ میتوانی آنها را ببخشی اما نمیتوانی در آغوششان بگیری. تا زمانی که رفتار ما و تصمیمهای ما به کسی آسیب نمیزند، توضیحی به کسی بدهکار نیستیم.