من روزی ک فهمیدم بچم چیه همه تو اون روز بچه هاشون دختر بود میومدن بیرون انقد ذوق میکردن قربون صدقش میرفتن منم کلی کیف میکردم من ک رفتم داخل گفت پسره انقد بغض تو گلوم سنگین بود گریم گرفت ی لحظه احساس کردم بی کسم هم صحبت ندارم کسی نیست ب درد و دلام گوش کنه الانم نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم شاید برا اینه ک تو خانوادمون پسر نداریم