رشته تجربی هستم پارسال کلی برای کنکور درس خونده بودم اما نشد چیزی که باید بشه یهو گفتن اگه بری دانشگاه محروم میشی و من نتونستم رشته های پیرا رو انتخاب کنم چون هدفم دندان هست و اگر میرفتم دو سال محروم بودم
تابستون اومدم مشهد و کلی توی حرم گریه کردم و گفتم من دیگه نمیخوام تو خونه بمونم حرفای همه رو مخمه و من تحمل این همه حرف رو ندارم بعد سه سال پشت کنکور موندن و هر جوری شده خواستم از فضای خونه دور بشم
گذشت و من با سوابق انتخاب رشته کردم ک محروم نشم و اولین انتخابم رو شانسی زدم مشهد و نتایج اومد همونو قبول شدم
اولش خوشحااال بودم ولی بعدش خیلی توی فکر رفتم که چرا من این کارو کردم از شهرمون تا مشهد ۱۴۰۰ کیلومتر راه امسال خواهرمم دانشجوعه پول کجا بود پدر کارگر چجوری خرج دو تا دختر دانشجو شهر دور رو بده مامانم میگفت برو همونجا دوباره بخون اما من دلم راضی نبود چون پول نداشتیم و واقعا غیر منطقی بود و با وجود دانشگاه نمیشد برا کنکور خوند
خواهرم رو رسوندیم یزد دانشگاهش و فرداش قرار بود حرکت کنیم به سمت مشهد
با سه ملیون پول 😐
همون تو راه یزد کلی با مادرم بحث کردم اون میگفت میریم ثبت نام میکنیم من میگفتم ن مگه همینجوری الکیه بدون پول باشیم بریم کجا
اومدیم خونه شبش داییم زنگ زد ب مامانم که موتور آب (زمین پدر بزرگم)رو اجاره دادیم و قسمت کردیم نفری 20میل گیرمون اومده شماره حساب بفرست (خبر نداشت اصلا و سر زمین کلی دعوا هستن با مادرم 😂)
پشمام ریخت خدایی