خونه تنهام کسی خونه نیست
پسر عمه ام از رو دیوار اومده تو حیاط
در راه رو قفل بود در زد
فکر کردم خانوادم هستن مثه قبل رفتم درو باز کردم برگشتم رفتم تو خونه
چون همیشه باز میکنم خودشون بعد میان داخل
پسر عمه ام بدون صدا اومد داخل کلی گریه کرد بعد گفت نمیذارم مال کسی دیگه بشی😭
زن داره سه ماهه زنش حامله است
نباید می اومد
من اونو کشتم تو قلبم💔😭
اومد و کل ۵ سال گذشته رو یادم اورد
چیکار کنم الان؟
من نامزد دارم