2777
2789
عنوان

خاطره بازی

327 بازدید | 65 پست

مرور خاطرات شیرین گذشته کلی حالمونو خوب میکنه بیاین از خاطرات دبیرستانو اذیت کردن معلماتون بگین کلی بخندیم یاد نیمکت و کچ و ماژیک و تخته و......

من خودم اول بگم همیشه بااینکه شیطونی میکردم ولی جز ساکت ترین شاگردا بودم بکبار داشتم کاریکاتور معلم فیزیکمونو پای تخته میکشیدم اومد تو کلاس منو پای تخته دید اخم کرد گفت این کیه منم هول شدم حالا قشنگ شکل خودش بود سریع یه سگم کشیدم گفتم داشتم به بچه ها طراحی یاد میدادم نشست سرجاش گفت یر رنگ فیزیک منو میکشی با دماغ گنده و پاهای کوتاه و دست دراز و مانتو گچی این اموزشته منم بهت یه نمره 9 میدم برو اموزشت کامل شد


ناخدا گفت: اگر از دریا میرسی به ساحل برگرد این دریا شاید الان از نگاهت آرام باشد اما در دلش همیشه یک غوغایی دارد که ترسو را می بلعد.      ملواندر جواب ناخدا گفت من ریسک میکنم و تلاشم را دوچندان تا در طوفان دریا کم نیاورم همانطور که صدها بار در طوفان زندگی سربلند شدم

وقتی دبیرستانی بودم همسرم خاستگارم بود

قبلش همسرمو ندیده بودم تا زمانی که اومد خاستگاریم..دو بار اومدن خاستگاری منم دلم نمیخواست ازدواج کنم چون میخواستم برم دانشگاه

همسرمم خیلی خوشگل و خوش هیکل بود توی اون دوبار عاشقم شده بود جلوی در مدرسه ولم نمیکرد...

منم اطلاعی به رفیقام ندادم که بگم این مزاحمه یا خاستگاره

یه روز تو کوچه ی روبروی مدرسه با ماشین جلومو گرفت منم رومو کردم به مدرسه دیدم خانم مدیر نگاه میکنه...زود رفته م تو مدرسه بعد گفتن مدیر صدات میکنه رفتم دفتر یه خرده رو صندلیش خودشو جا به جا کرد گف شیلان اخرین بارت باشه تکرار نشه...گفتم چشم و خواستم برم بیرون گفت شیلان؟گفتم بله خانم؟گفت خوشگلم بودا منم خندیدمو رفتم

دیگه اونقد میومد منو ببینه همه ی دخترا واسش غش میکردن هی نگاش میکردن میگفتن پسره که پژو پارس دارههههههه منم داشتم میترکــیدم از عصبانیت

دیگه کم کم نارحت میشدم که دخترا اینجوری تعریفش میکنن چون خیلی خوشگل بود...الانم همینجوریه با خودم جایی نمیبرمش خخخ همش دلم میلرزه کسی نگاش کنه انگار جامون عوض شده من شوهرم اون زنمه 

پیش دانشگاییمو تموم کردم بعد عقد کردیمو من دانشگاه قبول شدم ولی بعد سه سال دکترا گفتن بچه دار نمیشی مجبور شدم دانشگارو ول کنم

ولی دیاکو کارمند و باسواد بود

(بـــژی کـــورد)دیــاکو تو بهــترین اتــفاق زندگــیمی
وقتی دبیرستانی بودم همسرم خاستگارم بود قبلش همسرمو ندیده بودم تا زمانی که اومد خاستگاریم..دو ب ...

عزیزم خیلی جالب بود کرد هستی؟

ناخدا گفت: اگر از دریا میرسی به ساحل برگرد این دریا شاید الان از نگاهت آرام باشد اما در دلش همیشه یک غوغایی دارد که ترسو را می بلعد.      ملواندر جواب ناخدا گفت من ریسک میکنم و تلاشم را دوچندان تا در طوفان دریا کم نیاورم همانطور که صدها بار در طوفان زندگی سربلند شدم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم خیلی جالب بود کرد هستی؟


بله کردم

هنوزم بعضی شبا واسه شوهرم تعریف میکنم انگار بار اولشه میشنوه...چون میگه خیلی قشنگ تعریف میکنی خیلی حرص میخوری از دست دوستات خخخ

(بـــژی کـــورد)دیــاکو تو بهــترین اتــفاق زندگــیمی
بله کردم هنوزم بعضی شبا واسه شوهرم تعریف میکنم انگار بار اولشه میشنوه...چون میگه خیلی قشنگ تعریف می ...

😂😂😂😂😂عاشق شده بودی خبر نداشتی 

ناخدا گفت: اگر از دریا میرسی به ساحل برگرد این دریا شاید الان از نگاهت آرام باشد اما در دلش همیشه یک غوغایی دارد که ترسو را می بلعد.      ملواندر جواب ناخدا گفت من ریسک میکنم و تلاشم را دوچندان تا در طوفان دریا کم نیاورم همانطور که صدها بار در طوفان زندگی سربلند شدم

من سوم راهنمایی بودم یعنی ۱۵ ساله بودم که شوهرم دادن به یه پسر ۳۱ ساله که پسرخاله مادرم بود

ادامه تحصیل توی مدارس شبانه و بزرگسالان بزرگترین ضربه ای بود که تو زندگیم خوردم 

دیاکو را نگرفتم

اسم همسرشه

ناخدا گفت: اگر از دریا میرسی به ساحل برگرد این دریا شاید الان از نگاهت آرام باشد اما در دلش همیشه یک غوغایی دارد که ترسو را می بلعد.      ملواندر جواب ناخدا گفت من ریسک میکنم و تلاشم را دوچندان تا در طوفان دریا کم نیاورم همانطور که صدها بار در طوفان زندگی سربلند شدم
😂😂😂😂😂عاشق شده بودی خبر نداشتی 


اره واقعا خودمم نمیدونستم...بعضی روزا که سر کار بود نمیمد انگار حوصله نداشتم برم مدرسه خخخخ

(بـــژی کـــورد)دیــاکو تو بهــترین اتــفاق زندگــیمی
وقتی دبیرستانی بودم همسرم خاستگارم بود قبلش همسرمو ندیده بودم تا زمانی که اومد خاستگاریم..دو ب ...

متوجه نشدم که چرا مجبور شدی دانشگاه رو ول کنی بخاطر بچه دار نشدن؟؟؟؟

خدایا یعنی میشه دانشگاه علم و فرهنگ تهران قبول بشم🙏از ذوق بال درمیارم وقتی قبول بشم حتی فکر کردن بهش هم قند تو دلم آب میکنه📋📖📒📑📓📕📘📗📚📔📙🎓🖊️🖋️📝📏📐📄
من سوم راهنمایی بودم یعنی ۱۵ ساله بودم که شوهرم دادن به یه پسر ۳۱ ساله که پسرخاله مادرم بود ادامه ت ...

الان زندگیتون چطوره؟؟؟؟

خدایا یعنی میشه دانشگاه علم و فرهنگ تهران قبول بشم🙏از ذوق بال درمیارم وقتی قبول بشم حتی فکر کردن بهش هم قند تو دلم آب میکنه📋📖📒📑📓📕📘📗📚📔📙🎓🖊️🖋️📝📏📐📄
متوجه نشدم که چرا مجبور شدی دانشگاه رو ول کنی بخاطر بچه دار نشدن؟؟؟؟


بله...چون درد سریای زیادی داشتم بغیر بچه دار شدن مشکلات بیشتریم افتاد جلو پام که مجبور شدم دانشگامو ول کنم

(بـــژی کـــورد)دیــاکو تو بهــترین اتــفاق زندگــیمی

حالا من شوهرم پسرعمه امم،پیش دانشگاهی ک بودم میدونستم تو هرمدرسه ایی یه نماینده داره،اومده بود اونا ببینه ما تعطیل شده بودیم...از دور ک میومد باماشین من خیال کردم داداشمه حتی وایسادم کنارخیابون ک سواربشم دوستامم نگه داشتم ک ببرم😐 بعد ک دیدیم پسرعممه بدون سلام علیک روما کردم اونطرف...اینقدر هم کناردوستام فحشش دادم ک این پسره چرا اینجوریه هرروز یه دوست دختر داره...آخرش نصیب خودم شد 

خدایا منا لحظه ایی به حال خودم رهانکن
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز