تا الان داشتم درس میخوندم
۵ ۶ دقیقه بود که چراغ رو خاموش کردم
اما معذرت میخام دسشویی بهم فشار اورد و گفتم برم سرویس بیرونی ک بادی ام به کله ام بخورع
همین که از در میرم بیرون سر و دستای ینفر رو میبینم توی تاریکی که داسته میومد توی حیاط از روی دیواره
لامپو روشن کردم دیدم نیست
همش میگم طوری نیست گربه بوده شاید
اما شنیدم صدای قدم هاشو
فقط رفتم در ماشین بابا و داداشمو چک کردم که قفل نبود جفتشون و در حیاطو قفل کردم و زیر پتو دارم مبلرزم از ترس