دخترا سلام من پدرمو۱۱ سال پیش از دست دادم بعد اون تموم زندگیم شد مادرم تا الان که ازدواج کردم تمام فکرم باهاشه بااینکه شاغلم تمام وقت خالیمو براش میذارم اما تنها خواهرم خیلی سرده الان یکماهه خونه مادرم نیومده وحتی حالی هم نمیپرسه نمیدونم غصم بشه تنهایی خودم یا مادرم🥲اگه تفریحی کنم هم عذاب وجدان مادرمو دارم نمیدونم چرا خواهرم انقدر سنگه🥲🥲🥲
من شیش ماهه ازدواج کردم عزیزم اما خواهرم حتی بمن هم زنگ نمیرنه
خو پس درک کن اون که مشکلاتش بیشتر شده بخدا منم شش ماه دیگه نه سال ازدواج ام کامل میشه مادرم میگم نمایم مامان بیکار نیستم میگه نه همون که تو سر خونه زندگیت هستی من خیالم راحت بخدا مادرها همین که بدونن بچه شون خوشبختن کلی خیالشان راحته توهم مطمن شو مادرتون الان کلی راحت
من ی مادرم ی زن که تمام دغدغه اش بچه اش امیدوارم هیچ پدرومادری امتحان نشه الهم صل ال محمدوال محمد و عجل فرجهم