عروسی پسرخالم بود مختلط بود ، از این مه ها زده بودن همه جا ، دخترخالم رفت جلو شاباش بده پاش نمیدونم به کجا گیر کرد خورد زمین رفت تو مه ها 😐 من و دخترداییم ترکیدیم 😂 بعد من رفتم از دستش بگیرم بلندش کنم دیدم نیست 😳 با دخترداییم مه هارو کنار میزدیم ببینیم کجا افتاده ، بعد از چند دقیقه که دیگه مطمئن شدیم مه ها نفرین شده هستن و دخترخالمو غیب کردن دیدیم دخترخالم از دسشویی اومد ، گفتیم چطوری رفتی دسشویی ؟ برگشت گفت بابا خوردم زمین گفتم اگه پاشم همه میبینن آبروم میره از همون زیر مه ها نفسمو حبس کردم رفتم تا دسشویی ببینم لباسم پاره نشده باشه 😐😂 میگه همه سرمو میدیدن فکر میکردن تمساح داره رد میشه 😂 خیلی خندیدیم خدایی دهنش سرویس 😂 😂 😂