بابام ۱۴ سالع سیروز کبدی دارع ۲ماهه تبدیل ب سرطان شده راه درمان نیست شیمیی درمانی جواب نمیده
از دیروز هذیون میگ صبح دستاش ورم بود الان پاهاش ورم هذیونش هست دهنش زخم دسشوییش تو بیداری میگف براش لگن میوردیم کامل افتادع الان خلط خونی
الان جوری ک توخواب میپره میک شلوارم خیس شد میگم ادرار داری یان😭😭😭😭
اوضاعش خیلی وخیمه.
درحقم ظلم کرد بخشیدم
تاچنددیقه پیش میکفتم باهمین شرایط هست بمونه
الان راضی ب رفتنشم ک اینطور زجر نکشه
تو۱۴سال روچشمامون راش بردیم پرستارش بودیم عذاب وجدان نداریم
سنگ دل نیستم
ولی امشب ازخدا میخوام بابام راحت کنه😭😭😭😭