2789
عنوان

جاریهام😐

377 بازدید | 25 پست

من ۴ تا جاری دارم کوچکترینشون منم امشب شام خونه یکیشون دعوت بودم منم چون بچم تازه بدنیا اومده قراره چن روز آینده یه مهمونی بگیرم برا بچم بکی از جاریهام که ۲۰ ساله بچه دار نمیشه تو جمع پیش همه با صدای بلند بهم گفت که من نمیتونم بیام مراسمت ناراحت نشیا این ناراحت نشیا رو چندبار با صدای بلند تکرار کرد حدس زدم که قصدش واقعا ناراحت کردن من بود وگرنه برام مهم نیس اومدن و نیومدنش منم برگشتم گفتم زن داداش خودمم بهم گفت که قراره برن زیارت و نمیتونه بیاد مهمونی ولی داداش خودم خبر نداش از زیارت رفتنشون جاری دومی دیدم که پشتش بهم بود همون لحظه یه لبخند رضایت تو لباش دیدم نفهمیدم این چش بود که خندید از حرفم واقعا شما میدونید؟ 

کاربر جدید نیستم قدیمیم که تعلیق شده بودم

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



جاریت نگفت چرا نمیام؟ همون جا میگفتی میومدی خوشحال میشدم ولی نیای هم ناراحت نمیشم با لبخند... تو چرا ...

چون میدونستم زن داداش خودمم الکی بهونه می‌آورد واس همین گفتم

کاربر جدید نیستم قدیمیم که تعلیق شده بودم

خب شما برگشتی گفتی زن داداشم گفته دارم میرم زیارت و داداشم خبر نداشته....

این یعنی منظورت این بوده زن داداشت الکی بهونه کرده 

جاریتم داشته به اون جاری که نمیاد میخندیده 

بنظرم شما تیکه انداختی 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

الوعده وفا

saman1401 | 3 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز