امروز صبح دیدم زنگ زد رو گوشیم گفت رفته بودم دانشگاه برای کارای انتخاب واحد و پرداخت شهریه موقع برگشت سوار ماشینای گذری شدم تا بیارم تو بازار که بره کافی نت 🤦♀️😐نمیدونم واقعا چرا این اشتباهو کرد گفت چون خلوت بود منم عجله داشتم راننده هم مسن بود فک نمیکردم اینقد منحرف باشه دیگه سوار شد میگه تو راه کلی چرت و پرت گفت میگفت بزور شمارمو گرفت و کلی حرفای جنسی بهم زد بعدم کرایه رو ازم گرفت حتی اضاف تر.(اینم بگم دوستم خیلی خجالتیه) تو بازار حالش بد شد منم با روی نشسته رفتم بازار آرومش کردم بیچاره رنگ به رو نداشت فک نکنم دیگه این ماجرا از ذهنش بره بیرون حتی جرئت نداشت به مامانش بگه اگه میگفت دیگه اجازه تحصیلو ازش میگرفتن 😢تروخدا سوار ماشینای گذری و مطمئن نشین حتی اگه زن بودن
هم وقتشو داری ... هم فرصتش پیش اومده ... هم کسی اصلا نمیفهمه ... ولی چون اشتباهه از انجام دادنش منصرف میشی...! این معنای دقیقه اصالته...راه پنهانی میخانه ندانند همه کس! جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر...!