2777
2789
عنوان

قصه ى من😊

| مشاهده متن کامل بحث + 100143 بازدید | 741 پست
سلام رم عزیز واقعا ممنونم من هر روز ساعت یک و نیم منتظر داستان هستم    

سلام عزيزم گذاشتم اين روزها خيلى به خاطر اين فيل ترينگ سخت شده ولى من همه سعيك و مىكنم داستان و زود بزارم🌹🌹🌹

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم ازت ممنونم که به فکر ما هستی 😘

خواهش مىكنم عزيزم به هرحال كاريه كه شروع كردم  ونبايد نيمه تموم ولش كنم ممنون ازشما عزيزم بابت هم راهيتون😍😍

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
چرا امین گوشی رو نگرفت ؟، احساسم میگه تصادف کرده  وفلج شده  البته فقط یه حسه

فردا معلوم ميشه عزيزم هممون بايد تا فردا صبر كنيم 🌹🌹🌹😘

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
خواهش مىكنم عزيزم به هرحال كاريه كه شروع كردم  ونبايد نيمه تموم ولش كنم ممنون ازشما عزيزم بابت ...

فدات  💖

توهرتاپیکی غلط املایی ببینم  تذکر میدم  لطفا ناراحت نشین دوستای گلم 😍😍😍😍😍😍
منو لایک کنید بعدن باز بیام بخونم

لايك شدين عزيزم درخواستتونم قبول كردم دوست خوبم🌹🌹

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
فدات  💖

❤️❤️❤️❤️😍😍😘

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
❤️❤️❤️❤️😍😍😘

سلام عزیزم ممنون.بازم یه داستان دیگه البته داستان که نه یه نمودواقعی اززندگی یکی ازماکه خانم گلکاراینقدرزیباتوصیفش میکنن.سپاس ازایشون وتشکرازشماکه به این سختی اماصمیمانه وازلطف این کاروواسه ماانجام میدین.انشاا.سلامت باشین وسایه تون روسرفرزنداتون.🌹🌹🌹🌹🌹

سلام عزیزم ممنون.بازم یه داستان دیگه البته داستان که نه یه نمودواقعی اززندگی یکی ازماکه خانم گلکارای ...

مرسى عزيز مهربون از انرژي مثبتى كه تمام دوستان دادن من تو اين داستانها دوستان خوبى مثل شما پيدا كردم ❤️❤️❤️

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

توصیف خانوم گلکار عالیه. انچنان صحنه هارو قشنگ توصیف میکنن من حس میکنم دارم میبینم. این داستان خیلی به دلم نشسته.

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟.... آنقدر محو که یکدم مژه بر هم نزنی؟ مژه بر هم نزنم تا که زچشمم نرود...... ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی..❤️
توصیف خانوم گلکار عالیه. انچنان صحنه هارو قشنگ توصیف میکنن من حس میکنم دارم میبینم. این داستان خیلی ...

اره واقعا منم همينطور غرق ميشم تو داستان

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

سلام عزيزم راستش تنها مشكل تل نيست مشكل ضعيف بودن نت هم هست 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت یازدهم- بخش اول







راننده پرسید ببرم کله پاچه بخورین ؟

غلامرضا همین طور که هوای مریم رو داشت که مثل جوجه می لرزید گفت : نه یک جایی که یک چای داغ یا شیر داغ داشته باشه سراغ داری آقا ؟

راننده پرسید مریض هستن ایشون ؟ اومدی ببریش دکتر ؟

غلامرضا با بی حوصلگی گفت : ببخشید آقای محترم مریض نیست سردشه چادرش خیس شده ..

سراغ دارین جایی رو که یک چایی داغ داشته باشه ؟ ...

گفت : چشم دارم میرم چیزی نمونده یک قهوه خونه هست نزدیک میدون حسن آباد ...

جلوی قهوه خونه که نگه داشت مریم گفت : بابا حال تهوع دارم دلم نمی خواد چیزی بخورم ...

شما برو من اینجا هستم ...

غلامرضا با حالی بد تر از اون به التماس گفت : بیا یک چایی بخور گلوت باز بشه وقت هم بگذره ناراحتم نکن بابا بیا پایین ...

کسی تو قهوه خونه  نبود راننده هم اومد نشست و دستور صبحانه داد  و غلامرضا و مریم فقط چایی خواستن ...

مریم گفت : بابا ؟

گفت جانم بابا جان ...

با خجالت گفت : اگر زن گرفته باشه چیکار کنیم ؟

غلامرضا مثل اینکه به ذهن خودشم رسیده بود گفت : هیچی بابا جان عقد رو باطل می کنیم و بر می گردیم زور که با مردم نداریم وقتی نخواسته باشه نمی خواد دیگه من اشتباه کردم بهش اعتماد کردم ..ای لعنت به من ..

از اول که اومده بود سبز دره ازش خوشم میومد ..به نظرم پسر خوبی بود صاف و ساده ,, فکر کنم زیر سر مادرش باشه ..

مریم گفت : نه فکر کنم کار باباش باشه ...

غلامرضا با اطمینان گفت : نمیشه مرد و مردونه به من قول داد اون آدمی نبود که زیر قولش بزنه ...

مریم پرسید : واقعا پدر امین به شما قول داده بود ؟ چرا به من نگفتین ؟ ...

گفت : چرا دیگه معلوم بود وقتی رفتیم سر جالیز قدم بزنیم به من گفت : راستش من مخالف این ازدواج بودم ..

ولی حالا نظرم عوض شده انشالله اوضاع رو روبراه می کنیم و با مادر و خواهراش بر می گردیم ...

باور کن من ازش چیزی نپرسیده بودم خودش گفت ...








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت یازدهم- بخش دوم






مریم رفت تو فکر و بعد گفت : بابا  اگر زن گرفته بود و یا مانعی داشت دیگه حرفی نزنیم ..

منظورم اینه که بد و بیراه نگیم ..

خودمون کوچیک میشیم ...همین که شما گفتین زور که با کسی نداریم ..عقد رو باطل می کنیم و بر می گردیم ...

اینو گفت اشک از کنار دماغ کوچولوش اومد پایین و زیر چونه اش بهم رسید غلامرضا دستشو گذاشت روی اون دونه های اشک و پاک کرد و گفت : بسه دیگه گریه نکن بابا دلمو خون کردی ..

اگر زن گرفته بود خودم هر روز می برمت شهر و بر می گردونم تا درس بخونی و به جایی برسی ..

هر چی بخواهی برات فراهم می کنم فقط ازت می خوام همون طور که همیشه عاقل بودی بازم باشی ....

مریم سرشو تکون داد و زیر لب گفت : باشه چشم ...

ساعت هفت و نیم بود که در خونه ی امین بودن ..

یک در زرد رنگ چوبی ...

مریم کنار ایستاد و غلامرضا زنگ زد ..

کمی منتظر شد ..خبری نشد ...دوبار زد ....

پری خانم تازه از خواب بیدار شده بود و داشت چایی رو دم می کرد ..صدای زنگ که اومد با تعجب شیر سماور رو بست و قوری رو گذاشت روی اون یک دستمال روش پهن کرد و چادرشو بر داشت و رفت تو حیاط هنوز نم نم بارون میومد ..

صدای زنگ دوم که بلند شد پری خانم پشت در بود بالافاصله پرسید کیه ؟

غلامرضا گفت : منزل آقای یدالله مالکی ؟

پری خانم لای درو باز کرد و نگاهی به غلامرضا کرد وگفت :  بله همین جاست  با کی کار دارین ؟ گفت : من غلامرضا هستم با آقا امین کار دارم .. میشه بگین بیاد دم در ؟

پری خانم گفت : چیکارش دارین ؟ الان خوابه ..

گفت : لطفا بیدارش کنین اصلا به آقا یدالله بگین من اومدم .....







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز