2777
2789
عنوان

قصه ى من😊

| مشاهده متن کامل بحث + 100143 بازدید | 741 پست

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت یازدهم- بخش سوم







پری خانم لای در رو باز گذاشت و رفت ....

اون یادش نمی اومد که غلامرضا کیه ..رفت تو اتاق و به یدالله خان که از صدای زنگ بیدار شده بود داشت صورتشو خشک می کرد گفت : یکی اومده با امین کار داره ...

میگه غلامرضا هستم ...

یدالله خان رنگ از روش پرید ..مرد گنده بطور محسوسی دستهاش می لرزید ..

داد زد برو بگو بیاد تو بابای مریمه ...

پری خانم زد تو صورتش و گفت :  یا فاطمه ی زهرا خودت به دادمون برس  .یا ضامن آهو ..

نهال از سر و صدای اونا بیدار شد و خودشو رسوند و پرسید چی شده ؟

پری خانم گفت : بدو لباس بپوش بابای مریم اومده ..

یدالله خان کتشو تنش انداخته بود و دوید طرف در ...

نهال هم با سرعت رفت طرف  اتاق امین بهش گفت : امین بابای مریم اومده ...

قلب امین چنان تند کوبید تو سینه اش که یک لحظه فکر کرد داره میمیره ..

سرش داغ شد و رفت کنار پنجره و پرده رو کمی عقب داد ...

آقا یدالله در باز کرد غلامرضا پشت در قوز کرده بود ..

با صدای بلند گفت : سلامممم غلامرضا خان عزیز بفرمایید ..خوش اومدین ..بفرما تو ...

چرا دم در وایستادی ؟

غلامرضا دستشو برد جلو و دست داد و گفت : سلام خدا حافظ شما باشه مزاحم شدیم ...یک عرض کوچیک داشتم .....

یدالله خان دست غلامرضا گرفت و کشید و گفت: بفرما بفرما .. تو رو خدا تعارف نکنین اینجا خونه ی خودته ..بفرما ..

غلامرضا گفت : مریم هم هست ..

یدالله خان با شنیدن این حرف وا رفت ..پرسید دم دره ؟

و معطل کرد و  از خونه پرید بیرون و دید مریم کنار دیوار ایستاده ...

با تاسف رفت جلو و گفت : ای وای مریم خانم چرا مثل غربیه ها رفتار می کنی ...

مریم سلام کرد ...

گفت : بیا آقا جون داری سرما می خوری خوش اومدی ..خیلی زیاد هم خوش اومدی ...

تا وارد حیاط شدن ..مریم نگاهی به دور بر انداخت ..

پرده یکی از اتاقها فورا انداخته شد ..از اینکه امین جلو نیومده بود حدس زد خودش باشه ..و در یک لحظه همون امید کمی هم که داشت  به ناامیدی تبدیل شد  .....








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت یازدهم- بخش چهارم






پری خانم و نهال از تو اتاق مریم رو دیدن که وارد خونه شد ..و فورا فهمیدن اون کیه ..

پری خانم هراسون گفت : دیدی چه خاکی تو سرمون شد بالاخره اومد ...

نهال گفت : بهتر,, خدا رو شکر که خودش اومد اون باید میومد وگرنه اوضاع همین طور می موند ..

هر دوشون رفتن به استقبال مریم ..

پری خانم آغوششو باز کرد اونو بغل کرد و بوسید  و گفت : خوش اومدی مادر ..خیلی کار خوبی کردی ..

نهال دستش دراز کرد  و گفت: من نهالم خواهر امین ...و رو بوسی کردن ...

مریم که دهنش کاملا خشک شده و قدرت حرف زدن نداشت با زحمت در حالیکه از سرما می لرزید گفت : ببخشید مزاحم شدیم ....

پری خانم دستهاشو گرفت و گفت : تو خودت نمی دونی که ما از دیدن تو چقدر

خوشحالیم ...

نمی دونی چه کار خوبی کردی اومدی ؟ بیا بشین اینجا نهال بدو یک ژاکت و یک چادر براش بیار ..

لباسش خیس شده سرما می خوره ...

غلامرضا گفت : از اتوبوس که پیاده شدیم بارون تند بود تا تاکسی گرفتیم دیگه خیس شده بودیم ....

پری خانم گفت : تو شهریور تا حالا اینطور هوا سرد نشده بود ..آدم نه بخاری داره نه چیزی که باهاش گرم بشه ...

یدالله خان با صدای بلند  گفت : نهال برو اون منقل برقی رو بیار ...نهال ژاکت و چادر رو داد و بدو رفت ..

پری خانم کمک کرد مریم ژاکت رو بپوشه و چادر رو سرش کنه ...

بعدم گفت : اصلا چادر نمی خوای غریبه که اینجا نیست ...

و رفت و با سینی چایی بر گشت نهال یک منقل گرد کوچیک که با داغ شدن سیم هایی که روی یک آجر نسوز کار گذشته شده بود گرما می داد گذاشت بغل پای مریم ..

یدالله خان و پری خانم کاملا معلوم بود که دستپاچه و هراسون شدن و مریم اینو کاملا متوجه بود ...








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت یازدهم- بخش پنجم







یدالله خان تعارف کرد و گفت چای تون رو بخورین الان ناشتایی میاریم ...

پری خانم  چند تا تخم مرغ نیم رو کن آقا غلامرضا عادت داره صبح ها تخم مرغ بخوره ...

غلامرضا گفت : نه ممنون ما چیزی نمی خوریم می خوایم بریم اومدیم آقا امین رو ببینیم ..

نه که باید تکلیف مریم معلوم بشه ...

همون طور که بهتون قبلا گفتم عقد شون موقت نبوده یدالله خان ,,,و این خوبیت نداره همین طور بمونه اگر آقا امین مانعی سر راهشون هست که ظاهرا هست ..

ما لجاجت نمی کنیم ..باطلش می کنیم و بر می گردیم اتفاقی نیفتاده ..که قابل جبران نباشه ...

بفرمایید دو دقیقه خدمت ایشون برسیم و تکلیف معلوم بشه ...

پری خانم و آقا یدالله بهم نگاه کردن ...

چشم های پری خانم پر از اشک شد و فورا روی گونه هاش سرازیر شد ..

یدالله خان هم انگار غم دنیا به دلش بود ...

گفت : بحث این حرفا نیست ..امین نمی تونه بیاد خدمت شما نه که شرمنده باشه نه اینطوری نیست ..

مریم وسط حرف یدالله خان گفت : عروسی  کرده ؟

یدالله خان نگاهی با مهربونی به اون کرد و گفت : آخه وقتی تو عروسش بودی اون بره  عروسی کنه ؟

نه دخترم نَقل این حرفا نیست...

نهال دخالت کرد و گفت : چرا بهشون نمیگین چی شده خوب مریم هم حق داره بدونه ..

یدالله خان توپید بهش و گفت : تو ساکت باش خودم می دونم چیکار کنم ....

مریم هراسون شد و پرسید اتفاقی برای امین افتاده ؟تو رو خدا بگین ...

پری خانم گفت : یدالله خان به امین کار نداشته باش ..بهشون بگو اگر کسی بتونه به امین کمک کنه مریمه ، تو رو خدا بگو ...

یدالله خان تسیبشو بر داشت و گفت : غلامرضا خان اون روز که از ده شما بر می گشتیم ..نزدیک صد کیلومتری تهران امین نشست پشت فرمون .. و بعد دیگه چی بگم گردنم بشکنه هر سه خوابمون برد .. و اون با یک کامیون از طرف چپ تصادف کرد ...

منو و مجتبی زیاد صدمه  ندیدیم ولی امین ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

دوستان اين هم قسمتهاى امروز به زور وى پى ان وصل شدببخشيد بابت دير گذاشتن داستان

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ای  وای  حدسم درست بود😢

حدست چى بود يادم نيست عزيزم 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
تشکر فرااااااااااااااااااااااااااااااااااااوان

خواهش مى كنم عزيزم 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
گفتم امین  تصادف کرده  وقطع نخاع شده

ا چه جالب حدست.درست بود پس 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ممنون رم عزیز فکر کنم مریم طلاق نگیره 

خواهش مى كنم عزيزم

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ممنون که داستان رو گذاشتی استادتر....دنبال میکنم    

خواهش مىكنم عزيزم شما همون خانمى بودين كه سر داستان دل خيلى متاثر شدين  گفتين فعلا نميتونين داستان ديگه اى بخونين

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792