2777
2789
عنوان

قبل مرگ

| مشاهده متن کامل بحث + 638 بازدید | 37 پست
تجعبه داشتی؟ تعریف کن

خب خیلی نمیتونم درموردش بگم 

من کرونا گرفته بودم موج سوم من آلوده شدم 

خیلی بد بود

تنگی نفس 

حالت تهوع 

تب و لرز شدید به طوری که نمیتونستم راه برم و میفتادم 

بی حسی دست و پاهام و....

خیلی حالم بد بود 

هفته اول با خدا درد و دل میکردم کمکم کنه خوب بشم اما هفته دوم مرگ میخواستم 

یهویی نصف شب تب کردم خیلی بالا بود به طوری که احساس میکردم تو آتیش دارم میسوزم و بدنم رو حس نمی‌کردم ... صداهای دور و اطرافم قطع شد و فقط صدای قلبم رو می‌شنیدم که بعد هر ضربان ضعیف و ضعیف تر میشد آخرشم ایستاد و خودم رو از بالا دیدم 

احساس سبکی داشتم هیچ دردی نداشتم 

اما چون مادرم همون شب نذر کرده بود من برگشتم 

هیچکس هم بالا سرم نبود تبم رو پایین بیاره

کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔

خب خیلی نمیتونم درموردش بگم من کرونا گرفته بودم موج سوم من آلوده شدم خیلی بد بودتنگی نفس حالت تهوع ت ...

خداروشکر که برگشتی به خاطر مادرت. 

چرا نمیتونی در موردش بگی خیلی؟ به خاطر سختی تایپ، یا کلا سخته توصیف کردنش؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خداروشکر که برگشتی به خاطر مادرت. چرا نمیتونی در موردش بگی خیلی؟ به خاطر سختی تایپ، یا کلا سخته توصی ...

چون قبلا اینجا تعریف کردم و چیزایی خوبی نگفتن بهم...

نمیشه هرچیزی رو بیان کرد منم قول دادم کامل تعریف نکنم 

درکش هم کمی مشکله برای بقیه آدم ها....


کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔

چون قبلا اینجا تعریف کردم و چیزایی خوبی نگفتن بهم...نمیشه هرچیزی رو بیان کرد منم قول دادم کامل تعریف ...

حق داری. من علاقه زیادی به شنیدن این تجربه ها دارم. انشالله هرکجا هستی تندرست باشی 🌷🌷

حق داری. من علاقه زیادی به شنیدن این تجربه ها دارم. انشالله هرکجا هستی تندرست باشی 🌷🌷

چیزی که من فهمیدم این بود که انگار بین مرگ و زندگی گیر کرده بودم ...به همه جا دید داشتم 

وقتی روحم به جسمم برگشت با فشار خیلی زیاد نفسم بیرون اومد ...

کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔

اصلا ترس نداره منی که نزدیک بود بمیرم میگم آدم حس سبکی پیدا می‌کنه حالا منظورم این نیست که دوست دارم ...

من همش ذهنم درگیر اینه که روح ما درد رو احساس نمیکنه و حرف زدن هم مال جسمه پس اون دنیا قراره چه اتفاقی بیفته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز