2777
2789
عنوان

ای وی اف 1404

| مشاهده متن کامل بحث + 144664 بازدید | 4668 پست
من تجربه ام رو با مهرنوش امیری میگم، من هیچ دردی نداشتم، دور نافی ها اونی که مدادی هست رو خودم میزدم ...

من ۱۰سال پیش دکتر بهم گفت ای وی اف خیلی ناراحت شدم خیلی هم گریه کردم بازم رفتم زیر نظر دکترای دیگه چقد داروی خارجی مصرف کردیم خردوتامون یک دفعه که داروهامون شد ۷میلیون پونصد .ما بینش رفتیم دکتر ازمایش دادیم دیدم نه اصلا اسپرم همسرم تغییر نکرده کلا داروها رو گذاشتم کنار.یکبار دیگه هم دوباره همین اتفاق افتاد داروها رو کلا ریختم بیرون دکترم گفت کار اشتباهی کردی کاش ادامه میدادی .خب دقیقا چی ادامه بدموقتی قراره این همه داروی شیمیای بخورم تاثیر نداشته باشه مگه مرض دارم بخورم. تا اینکه الان دوباره شروع کردم اما ایندفعه فرق میکنه تصمیم به ای وی اف دارم 

بچه ها من‌ یه کار بدی کردم امروز نهممه صبح بیبی چک زدم منفیه منفیه بود حالم بد شد یه ساعت گریه کردم و بعد بلند شدم به کارام رسیدم میدونم دبگه امیدی نیست مطمینم جواب ازمایشمم منفیه😭😭

باااشه بابا تو خوبی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ممنون عزیزم از اینکه وقت گذاشتی جواب دادی. من خیلی خیلی از امپول میترسم دست خودم نیست .من ایندفعه که ...

منم مثل تو بودم، نمیتونستم سوزن زدن رو نگاه کنم حتی اون مدادی ها رو، ولی اولین بار یکی از ماماها یا نمیدونم چه موقعیتی داشت گفت نگاه کن اینو باید خودت بزنی و فیلم بگیر، من چشمامو بسته بودم، بعد کفت خجالت بکش نگاه کن چیزی نیست 🤣🤣

وقتی که زد و من هیچی نفهمیدم شیر شدم، جلو شوهرم میزدم اونم فکر میکرد من چقدر شجاع هستم کلی پز میدادم 🤣🤣🤣 چون درد مداشت، بعد که دیدم خیلی واسم ناراحته گفتم بابا درد نداره اصلا.

من جنین هام تو ایران موندن، الان لندن هستم و میخوام یه بار دیگه اینجا هم انجام بدم یک ماه دیگه 😆 دیگه اون ترس رو ندارم. راحت با خیالت راحت برو انجام بده، در ضمن تخمک کشی خیلی حالا داد، اون خوابی که میری انقدر خوبه که وقتی من بیدار شدم گفتم میشه یکی دیگه بزنین من بخوابم 🤣🤣

منم مثل تو بودم، نمیتونستم سوزن زدن رو نگاه کنم حتی اون مدادی ها رو، ولی اولین بار یکی از ماماها یا ...

ممنون عزیز دلم از اینکه باعث شدی استرسم کمتر بشه یک دنیا ممنون .ان شاالله که همه مامان بشن 

من ۱۰سال پیش دکتر بهم گفت ای وی اف خیلی ناراحت شدم خیلی هم گریه کردم بازم رفتم زیر نظر دکترای دیگه چ ...

هر چه سریعتر بری سمت ای وی اف بهتره، نذار از سنت بگذره، سن نادر تو کیفیت تخمک خیلی مهمه. یک روز هم به تاخیر ننداز.

بچه ها من‌ یه کار بدی کردم امروز نهممه صبح بیبی چک زدم منفیه منفیه بود حالم بد شد یه ساعت گریه کردم ...

نگاه من تا حالا ای وی اف انجام ندادم که درکت کنم . اما یه چیزی بگم ماهایی بود که سه ماه پریود نمیشدم اینقد ذوق میکردم میگفتم حامله م تست میزدم منفی میشد باز قبول نمیکردم میرفتم ازمایش خون میدادم بعد که میگفت منفیه یه ضدحال بدی میخوردم گریه میکردم.اما الان میدونی چیه میگم شد شد نشد هم که نشد.مگه حتما باید بچه تو زندگیمون باشه.از لحظه لحظه ی زندگیت لذت ببر. خوشحال باش بخدا من تا میشینم غصه میخورم که از امپول میترسم میترسم اینهمه زحمت بکشم اخرش هیچ هیچ .میگه به درک ارزش غصه خوردن داره میگه بخند خوشحال باش بذار هر چی بشه استرس بدتره.الانم من به شما میگم دوست عزیز اصلا استرس نداشته باش دنیا که به اخر نرسیده همین که کنار عشقت داری زندگی میکنی روزی هزاربار شکر کن .همه چی بچه نیست 

هر چه سریعتر بری سمت ای وی اف بهتره، نذار از سنت بگذره، سن نادر تو کیفیت تخمک خیلی مهمه. یک روز هم ب ...

اره الان دیگه شروع کردم برای اولین بار و اخرین بار امتحان میکنم هر چی شد حداقل بعد غصه نخورم بگم اگه میرفتم شاید حامله میشدم حداقل تجربه میکنم 

منم مثل تو بودم، نمیتونستم سوزن زدن رو نگاه کنم حتی اون مدادی ها رو، ولی اولین بار یکی از ماماها یا ...

اینم بگم، من تو اون پ هفته خیلی احساساتی شده بود و یه روز در میون گریه میکردم، چون هم دلم واسه خانواده ام تنگ شده بود و کمتر میدیدم چون باید برمیگشتیم لندن دوباره و هم اینکه ای کاش این مسیر رو نمیرفتم اصلا. 

یه بار که قرار بود امپول عضلانی گ یه داستانی پیش اومد تو بیمارستان که قبول نمیکردند که امپول منو بزنن و ما یه کم اونجا بحثمون شد، چون سر ساعت باید میزدیم و جاهای دیگه بسته بودند اون وقت، تهران هم که میدونین مسیر ها چطورین. که سر این جر و بحث خیلی بالا گرفت، اخر سر پزشک یه بخشی داشت میرفت خونشون، گفت چی شده عزیزم؟ چرا شوهرت داره دعوا میکنه منم بهش گفتم. 

گفت خب راست میگه این دارو باید سر تایم زده بشه، بیا عزیزم خودم بهت میزنم و همه ادمهای بخش مونده بودند که پزشک متخصص قبول کرد بزنه، گفتند خانم دکتر نباید قبول کنین، گفت من با مسوئلیت خودم میزنم شما به کارتون برسین، و در اخر منو بغل کرد گفت دستم سبکه عزیزم، من فقط بغضم ترکید و کلی تو بغلش گریه کردم، چون تو تهران احساس غریبی داشتم.

تصمیم گرفتم هر کمکی از دستم برمیاد واسه ادمهایی مثل خودم انجام بدم.

نگاه من تا حالا ای وی اف انجام ندادم که درکت کنم . اما یه چیزی بگم ماهایی بود که سه ماه پریود نمیشدم ...

اره همسرم هم همینو میگه، میگه ما همو داریم بچه بزرگ میشه میره و میگه کلی راه نرفته دیگه هست. منم استرس ندارم ولی کلا بچه ها رو دوست دارم. 

نگاه من تا حالا ای وی اف انجام ندادم که درکت کنم . اما یه چیزی بگم ماهایی بود که سه ماه پریود نمیشدم ...

میدونی چیه امروز یکی از نزدیکام زایمان کرده بود و عکس بچش و گذاشته بود اینستا صبح زود منم گفتم مطمینم خدا این دفعه دلم و نمیشکنه بزار امتحان کنم دیدم نه هبچوقت من و ندیده و نمیبینه

باااشه بابا تو خوبی
میدونی چیه امروز یکی از نزدیکام زایمان کرده بود و عکس بچش و گذاشته بود اینستا صبح زود منم گفتم مطمین ...

اولین بارت بود غزال جان؟ چند سالته؟ 

ببین شانس ای وی اف بین ۳۰ تا ۶۰ درصده، باید چند بار انتقال بدیم تا نتیجه بگیریم. منم خودم واقعیتش امید خاصی ندارم، ولی تلاشم رو میکنم بهترینم باشم بقیه اش دست ما نیست! 

میدونی چیه امروز یکی از نزدیکام زایمان کرده بود و عکس بچش و گذاشته بود اینستا صبح زود منم گفتم مطمین ...

منم همیشه همین حرفو میزنم میگم خدا منو نمیبینه. ولی بیخیال بذار نبینه تو خودت قوی باش زندگی کن شاد باش بیخیال باش بخدا ارزشش رو نداره بخاطر بچه بخوای زندگیت رو پراز غصه و استرس کنی. بلند شو اهنگ بذار اشپزی کن به خودت برس از شوهرت بخوا شبا برید بیرون چرخی بزنید بخدا که این درست نیست بخوایم خودمون رو اذیت کنیم.حالا برفرض که بچه هم داشتیم تنشون سالم ولی فرداروزی بزرگ بشن والا مارو هم نمیشناس 

منم همیشه همین حرفو میزنم میگم خدا منو نمیبینه. ولی بیخیال بذار نبینه تو خودت قوی باش زندگی کن شاد ب ...

همین الان که داشتیم حرف میزدییم داروخونه، داروها رو آورد دم در خونمون تحویل داد. گونال اف، فایرمادل و بوسرلین تجویز کردند. 

اولین باز که تو ایران داروها رو گرفتم از وحشت زدم زیر گریه ولی الان ذوق زده شدم که اخ جون قراره شروع کنم ☺️ 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792