سلام بر خانومای گل...
شما بگید من چه کنم با این قوم شوهر...
اصلا ماجراهای من با این بشر (مادرشوهر)تمومی نداره...
من دیشب گوشیمو گذاشتم رو سایلنت ... بعد صبحش یادم رفت از بی صدا درش بیارم...خلاصه تا کارامو بکنم یکم طول کشید بعد که رفتم سراغ گوشیم دیدم تماس بی پاسخ از مادر شوهرم...زنگ زدم بهش که گوشیم سایلنت بودو متوجه نشدم ... شوهرم این لحظه حموم بود و حرفای منو نشنیده بود...بعد که از حموم در اومد...گوشیشو که دستش گرفت یهو اخماش رفت تو هم...بعد گفت گوشیت چرا سایلنت بود(شوهرم متنفره از اینکه گوشیم رو بی صدا باشه) بعد منم گفتم خپ شب گذاشته بودم رو سایلنت...شوهرمم برگشت گفت چرا سایلنت بود اینو بگو...بعد منم بهش گفتم چه زود بهت خبر دادن...عصبی شد و گفت خوب کردن خبر دادن مگه من بهت نگفتم هیچوقت گوشیتو سایلنت نکن حتی شبا...خلاصه کلی دلخوری پیش اومد...واقعا نمیدونم ...نمیدونم تقصیر من بود ...یا شوهرم یا مادرش که سریع بهش خبر داده بود که گوشی یلدا رو سایلنته...😢😢😢