هی میگم برم نرم مامان گفت خودمون میایم دنبالت اما حس کردم خیلی دوست ندارخ برم فقط میترسه تنها باشم
میترسم تو یه مرکز بهداشت حاشیه شهرم دوران طرحم هست هم خونه ای هام نیستن درس دارم وقت ندارم برم خونه ۲ ساعت تا خونمون راه هست نمیدونم چیکار کنم دیشب حتی تنها هم نبودم میترسیدم برم سرویس
واقعا چرا نباید نگهبان داشته باشه اینجا خیلی هم به مرکز گفتم گفتند شرایط جورنیست بعضی از دخترا هم نمیخان نگهبان باشه یکیشون دوست پسرش میاد پیشش بعضی وقتا😑😑😑چون رئیس مرکزم هست نمیشه چیزی گفت البته نامزد طورهست هنوز رسمی نکردن خیلی هم کم پیش میاد من یه بار دیدم