همون نباید اصرار کرد بخاطر جهلم و ترس از طلاق جدا نشدم ۱۴سال زجر کشیدم
الان به لطف استادم حالم خوبه کلا رو فرد تمرکز نمیکنم
رابطه ام با خدا خوب میکنم حالم خوبه
همسرمم بخشیدم چون قلبم نمیخوام سیاه باشه میخوام پاک باشه برا عشق اصلیم که خداست...
با عشق خدا نفس میکشم میخوابم بیدار میشم این با هیچی عوض نمیکنم سختیم باعث رشد معنویم شد
الان همسرم هرچی کمه اهمیتی نداره برام خودشم متعجبه
زندگی میکنم پسرم پدر بالاسرش باشه معامله باخدا کردم صبر کنم راه نشونم میده