سلام جاریم ازم بزرگتره و شاغله ولی به شدت خسیس نه خیرش میرسه نه از مهمان خوشش میاد نه کار میکنه خیلی ام رکه فقط دوره و خانه اش جداس ما طبقه پایینشونیم بعد بازم پدرشوهرم دوسش داره مثلا تو جمع میگه اسم جاریم مریمه میگه مریم خانم تکه یچیز دیگس اسم من فاطمس
پدرشوهرم میگفت ما رو مریم جاریم شناخت داشتیم ولی رو فاطمه نه همش دل میشکنه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حس میکنم دوسش ندارع میترسه ازش یا میگه تا اون چیزی نگه
یه جور دهنش رو بسته با این حرفا
خدایا «حیات» ما رو چنان قرار بده ک در « ممات»ما «مردم» اندوهگین و«هرزهگان»شادمان شوند. وهذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان! من هموطنانی در ترکیه ،سوریه،یمن،امریکا،فلسطین،عراق ،فرانسه ،لبنان و... دارم و بیگانگانی در شهرهای ایرانم 💔همین قدر تلخ💔.