اصلنم اینطور نیست و به ششششدت با این حرف مخالف مخالفم..من خودم جزء اون دسته آدمایی بودم که اصلا به اینحور چیزا معتقد نبودم...ولی یه چیزایی واسم پیش اومد که فهمیدم من چقدر احمق بود بلانسب همه.
همیشه بیش از حد به کسی خوبی نکن و از گوشت خودت نکن بده به طرف بخوره...چون یه روزی اون گرگ میشه و تو بره..
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من سوم دبیرستان بودم.نزدیک به ترم آخر بودکه دیدم منی اینقدر زرنگ بودم هررررررچی درس میخونم و مرور میکنم تو ذهنم اصلا نمیموند خدا شاهده میرفتم صفحه ی قبل رو میخوندم واسم تازگی داشت اینگار اصلا نخوندم حتی به چشمم آشنا نمیومد..یه روز صبح خواستم از جا بند شم دیدم پاهام فلج شدن...خدا سر هیچ کس نیاره...اینقدر جییییییغ کشیدم اینقدر گریه کردم و از من بدتر خانوادم بودن...پیش هر دکتری که میرفتم میگفتن این هیچیش نیست و علت فلج شدنش اصصصلا معلوم نیست..خدا عاقبت بخیر کنه زن همسایمون آدرس یکیو داد بهمون تا رفتیم پیش طرف..نگام کرد سرشو تکون داد و گفت چه به روزت که نیاوردن دختر...ما هیچی بهش نگفتیم اما اون خودش بهم گفت از درس سیاهت کردن و کاری کردن کم حافظه بشی..پاهاتو بستن و فلجت کردن..و بختت رو بستن و ... اون موقع ما 1 میلیون دادیم دعا واسم درست کرد بخدا بعد از اینکه انجامش دادم خوب خوووووب شدم..
همیشه بیش از حد به کسی خوبی نکن و از گوشت خودت نکن بده به طرف بخوره...چون یه روزی اون گرگ میشه و تو بره..
بازخداروشکرکه باطل شد.من حدودده سال پیش بود،مرتب خوابهای وحشتناک میدیدم،همش دلشوره داشتم.بیمارشدم و خلاصه بگم،مشکلات خانوادگی زیادی پیداکردیم.تا یه روز بادوستام،رفتیم فال قهوه گرفتیم.اونجاخانمه بمن گفت که براتون جادوی سیاهی درست کردن.پیش خیلیهارفتیم،همه هم همینومیگفتن،ولی متاسفانه هیچکس نتونست باطلش کنه.انشالابرای کسی پیش نیاد.