وای این قضیه دعوامو هزار بار تو نی نی سایت گفتم مثلا دعوای اخر خانواده شوهرم گفتن باید زنتو طلاق بدی ولی شوهرم بعد دو هفته اومد معذرت خواهی و به کوری چشمشون برگشتیم سر خونه زندگیمون
با اجازه استارتر من مشكلمو تو اين تاپيك بگم،خانواده شوهر من خيلي بدي بهم كردن خييييلي،شوهرمم ميدونه خودش،ولي واقعا توقعات بيجا زياد داره ازم،هميشه توقع داره درمقابل نيش و كنايه هاشون ساكت باشم مادر و خواهرش هرچي بگن بازم با ملايمت رفتار ميكنه يا نهايتا جواب توهين هاشون رو بده ولي از من توقع داره ساكت باشم حتي حرف ميشنوم و توقع داره هرچي مادرش بهم بي احترامي ميكنه من بخندم و بازم برم خونشون،مثلا امروز بمن ميگه خواهرش رفته خريد با مغازه دار ب مشكل برخورده اصرار داره تو برو با مغازه دار حرف بزن و بقولي برم حق خواهرشو بگيرم،مگه من شرخر هستم،خواهرش خودش ٢متر زبون داره،منم با ارامش و خنده گفتم ك نميرم،ناراحت شد بنظرم،كلا توقع نداره من نه بگم بهش بخصوص درمورد خانواده اش،ببخشيد طولاني نوشتم ولي دلم واقعا پر بود
درسته اما به رفتار خانم هم بستگي داره نميشه كه شوهر به نا حق همش پشت خانومش باشه البته بحث حمايت جداست بايد حامي باشه مثلا اگه بي جهت به مادر و پدر يا خانواده همسرش توهين كنه يا توقع بيجا خب خوب نيست
زيركانه ترين راه براي تسلط بر هر جامعه اي تحقير و محدود كردن زنان آن جامعه است زيرا زنان أسير هرگز قادر نخواهند بود إنسانها آگاه و آزادي خواه پرورش دهند!
یا مثلا دوستای شوهرم داشتن حرف میزدن یکی گفته زنم میخواد گواهینامه بگیره کی که بهش ماشین بده اون یکی گفت ارهههه چیک واسه مردی ک زنش رانندگی کنه شوهرمم درومده گفته من توجاده ی وقتایی خستم زنم رانندگی میکنه رانندگیش حرف نداره از منم بهتره دس فرمونشو قبول دارم اون دوتا هم تو افق محو شدن😚😚😚😚😚
خداخیلی بزرگتر از اونه که بشه باگناه کردن ازش دور شد
وای این قضیه دعوامو هزار بار تو نی نی سایت گفتم مثلا دعوای اخر خانواده شوهرم گفتن باید زنتو طلاق بدی ولی شوهرم بعد دو هفته اومد معذرت خواهی و به کوری چشمشون برگشتیم سر خونه زندگیمون