امروز تو محل کارم یه مشکلی پیش اومد که خیلی حالم گرفته بود ، عصر که اومدیم خونه شوهرم گرفت خوابید و منم یکم کارهای خونه رو انجام دادم اما از ناراحتی خوابم نبرد
رفتم دوش گرفتم و کلی هم گریه کردم ( بهم توهین شد محل کارم ) و اومدم بیرون و یه مسکن خوردم که سردردم آروم شه ، شوهرم از خواب بیدار شد و ازم پرسید چی شده و براش شروع کردم توضیح دادن
یهو وسط حرفام خواستم کنارم نشسته بقلش کنم ، منو پس زد و گفت آه ولم کن آنقدر ضعیف نباش از زن بازنده بدم میاد ...
دلم خیلی شکسته خیلی ...
خیلی حس بی کسی میکنم ....
خودش تو محل کارش مشکل داره من کلی هواشو دارم به من و مشکلاتم که میرسه با یه تشر اینجوری ساکتم میکنه