میدونم که هیچ آدمی نمیتونه خودش را جای کس دیگه ای بزاره ولی الان نیاز به این دارم که بدونم تصمیم درست چیه؟؟
همسرم کلی ویژگی خوب داره ویه ویژگی بد که هرشب بابتش اشکم درمیاد..
ازبچگی احساساتش سرکوب شده..حتی یک دست لباس هم شاید براش نخریده باشن وهمیشه لباس دوتا برادر بزرگتر رو پوشیده وحتی کفش خواهر بزرگتر..
همیشه تو گوشش خوندن فلان چیز گرون.مانداریم مافقیریم...اگه همون چیز دست دومی هم که داری باید به اندازه جونت مواظبش باشی..تا حالا نشده هوس غذایی کنه وبخوان براش درست کنن..اینکه بهش بگی اینقدر فلان گل رو دوست دارم یا فلان غذارو هوس کردم اونم به عنوان همسر بخواد بخره یعنی اسراف.
همه این رفتاراش بچگی تبدیلش کرده به یک مرد مقتصد که پول رو فقط برای ضروریات خرج میکنه وچیزهایی که خودش واجب میدونه.وهمیشه ترس از فقیر شدن داره.
حالا گاهی وقتا پیش میاد که خرجی جز حساب وکتاب ذهنیش باید بکنیم ومن اون موقع واقعا دلم میشکنه میشه از رفتاراش..
با مشاور صحبت کردم گفت خساست درجه بندی داره ودرصدی محاسبه میشه همسرت خساست ۳۰درصدی داره .
دکتر هم رفتیم بهش دارو داد..میگفت یک وسواس فکری که دست خودش نیست..
یکسالی که دارو میخورد همه چی خوب بود ولی بعداز قطع دارو دوباره شروع شده