2821
2789
عنوان

شوهرم میگه

367 بازدید | 23 پست

مثلا تخت خواب خریدم خوشحال شد ومیگه وای مامانم اینو ببینه و کاش با هم اینجا بخوابیم

هر چیزی غذا و شیرینی و کیک خوب درست کنم میگه برا خانوادم ببریم

حتی میگه کم بخور بمونه براشون


اونا تشکر نمیکنن حتی میگن دلمون درد گرفت و مسخره میکنن طعم و اینا رو 


شوهرمم میگه خوبه گوگل هست سرچ کنی و خوب درست کنی،میگم مگه بقیه گوگل ندارن


خودم دوست ندارم ببرم ولی مادرشوهرم ب شوهرم میگ دست خالی نرید

چیکار کنم

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

حساس نشو بابا اشکالی نداره

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
2823
2791
2779
2792