ازجوانی گله دارم زجهانت سیرم کوله باری زحسرت زهمه دلگیرم من سرو پای خیالم همه سال بیمارم تا سحر خواب ندارم نه کسی میداند نه کسی هست که چون خود به کنارم ماند من و جام و می و مطرب همه دیوانه شدیم گویی از شهر خود دور و بیگانه شدیم تو کمی حرف بزن من به غمم میبالم سربی کسی سلامت که شده احوالم تو چه دانی زجهانم که نداری طاقت تا بریزم غم اسرار نهانم بیرون من همانم که در اوج جوانی نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم
اولش سیاه تر میشه ولی ب مرور هم مو ها کمتر میشن و نازک تر هم سفید میشی
ببخشید اگه غلط املایی دارم تند مینویسم و حقیقتا حسش نیست برگردم درستش کنم__ اهدافم برای زندگیم : گرفتن گواهینامه پایه یک ، مسافرت تنهایی بدون هیچ کسی دبیر یا مهندس شدن ، تاسیس کارگاه خیاطیم و تاسیس ارایشگاهم __ میدونم خدا هوامو داره و ی روزی به تمام ارزو ها و هدف هام میرسم _ متولد اردیبهشت🐄 ؛ طفل شیر خوار طبیعت 🦥 سال خروس 🐓 ، خروس مزرعه ام و با همه میسازم ؛ از سوسک نمیترسم ولی مث سگ از مارمولک میترسم 😂😂