بچها فرداشب تولدمه تولد من و خواهر شوهرم ی روزه شوهزم بر داشت با دومادشون هماهنگ کرد البته دومادشون خیلی زنگ میزد من متوجه سدم ک ی جا منو خواهرشو خونه مادر شوهرم سوپرایز کنن خیلی ناراحت شدم خیلی زیاد یک کدوم از خونواده منو نگفتن
اینا ب کنار میدونست من از این کار خوشم نمیاد چون قبلا این کارو کرده بود بهش گفتم خیلی دلم گرفت من برا تولد اون هزار تا کار میکنم اون این کارو کرد الان نمیدونم چیکار کنم دلم میخواد تا قبل فرداشب بهش ی جوری بفهمونم اما نمیدونم چجوری منو خواهراش خیلی زجر دادن دوست ندارم تولدم ز اینجوری شه میدونه من خواهراشو دوست ندارم