2777
2789
عنوان

خیلی غمگینم

96 بازدید | 9 پست

بچه ها، من به دلایلی امسال مجبور شدم ک مدرسه ای برم ک اونجا چادر سر کردن اجباره، از الانم کسایی ک با سنم مشکل دارن میتونن برن چون جوابشونو نمیدم برامم مهم نیست. مدیرمون ب شدت وحشی هست آدمو میکشه. امروز با یکی از معلمای خیییلی مهربونمون ک مداح هم هستش تو نمازخونه بودیم برامون میخوند بعد پیرِ خرفت یهو اومد نشست گفت خانوم پاشو برو ما با بچ ها تنها باشیم بعد پشت میکروفون جییییییغ میزد چجور... یکی از بچ ها چادر نپوشیده بود رو موتور باباش، وسط روضه اومده جلو همه سرِ یه نفر جیییییغ میزنه، کلا وحشیه، منم اومدم خونه فقط گریه کردم، مدرسه رو هم نمیتونم عوض کنم ب معلمام به شدت وابستگی دارم. شنبه هم اردو دادیم ولی من از خودم متنفرم نمیخوام کنار بچ ها بشینم از خودم متنفرم..... نمیتونم از چندتا از معلمام جدا بشم ب حدی وابسته ام ک یکی دوبار پیش اومد دلم تنگ شد بغض کردم.. من این پیرِ خرفت دوزاری رو چجور تحمل کنم یه چیز میگم یه چیز می‌شنوید به شدت وحشی و مریضه 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

به نظرم مدیرو از گوشه ی ذهنت پاک کن وقتایی هم که جیغ میزنه اهمیت نده 

من چادریم و چادر هم دوست دارم البته بگما زمان نوجوانی به اجبار پدرم میپوشیدم چقدم سخت گرفتم این موضوعو الان پشیمونم 

  اما شما اگه دوست نداری تو مسیر رفت و امد مدرسه تحمل کن که صدای مدیر در نیاد روزهای نوجوانی دیگه تکرار نمیشه فقط خوبیا رو ببین به بدیا اهمیت نده و لذت ببر 

به نظرم مدیرو از گوشه ی ذهنت پاک کن وقتایی هم که جیغ میزنه اهمیت نده من چادریم و چادر هم دوست دارم ا ...

مرسی خانم... من اصلا قصد توهین ب چادر نداشتم و اصلا مشکلم با چادر نی بحث چیز دیگه ایه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز