امشب میخواستیم بریم خونه مامانم واسه روز پدر از صبح قول داد میریم ولی با زور۶غروب برد تا خود خونه بابامم غر زد و داد و فحش،خودشون واسه خواهرش خونه خریدن ماشین و جاهازم دادن یعنی یه جورایی به خواهره ارثیه اش رو دادن میگه چرا بابات اینکارارو واسه تو نمیکنه میگم خب بابام زنده اس شما ارث اونو دادید
بعد خواهر بیشرف من بخاطر همین حرفای شوهش کل اموال پدرمو بالا کشید علاوه بر ارث خودش ارث مارم میخواست شوهره هر***زه از اون بدتر خواهر جادوگرم عاق پدرومادر تا عمر داره روشه
بابام هردفعه جایی رو میفروشه به منو برادرام پول میده اما به برادرام بیشتر میده اینم شاکیه،بابام میگه بعدا سر زمین دادن جبران میکنم حالا دیگه نمیدونم میکنه یا نه،از چهره ام اندامم غذام همه چی هم اشکال میگیره رابطه جنسیمونم زیاد خوب نیست
به نظرم خیلی پرو وطلبکاره چون اختیار مال هرکس دست خودشه خیلی عرضه داره چشماشوازرومال بقیه جمع کنه خودش تلاش کنه به جایی که میخوادبرسه والاه خجالتم خوب چیزیه به نظرم ارث دادن به اینجورآدما روانیست
خودشم کرم داشت وگرنه تو دهن شوهرش میزد خواهر من کلا جادوگره و کثیف شوهرشم هار کرد وگرنه صدیم حرف میزد نمیتونست کازی بکنه توهم ایندفعه بهشوهرت بگو تو منو میخوای یا ارث پدرمو ؟ برای ما زشته اینکارو بکنیم اگر برای من و زندگیمون ارزش قائلی دیگه تمومش کن. ادامه نده ... چقدر دامادا وقیح شدن بخدا قدیم دوماد سرخونه بودن فحش بود
پس لطفا خودتو دست بالا بگیر جلوی اینجورآدما هرچقدر کوتاه بیایی وازخودت ضعف نشون بدی بیشتر سوارت میشه
نمیدونی چقد بدن هر بدی که فک کنی دارن هر ضعف و بی آبرویی که فک کنی دارن اما خیلی روشون زیاده،حرفاشون مثل نیش مار میمونه مستقیم روح و روانتو نشونه میگیرن