شاید افسردگی همین باشه ک وسط جشن تولدم پدرم یهو گفت کاش مادرتم بود و اینجا تورو میدید
شاید افسردگی همین باشه ک روز تولدم غمگینیم ازنبود مادرمه
شاید افسردگی همینه ک دوهفته دیگ حدودا سالگرد بعدی فوت مادرمه
شاید افسردگی همین غم نهفته توی وجود خانوادمه ک توی شادترین نقطه یهو یادشون میاد
افسردگی همیشه توی غمگینی و زندگی نکردن نیست گاهی اجبار ب زندگی و شادیه و نقاب شادی زدن
مادرم جات خیلی خالیه جای جای زندگیم و درهرلحظه یادت موج میزنه و خلا نبودت احساس میشه
روحت شاد عزیزدلم روحت شاد عمرم روحت شاد دیدی میترسیدی از فراموش شدن ولی فراموشی درمن درکارنیست این شعله ی قلبم از نبودت همیشه روشنه تا وقت مرگ
اولین و بهترین تولدم رو تو توی 14سالگی برام گرفتی و بعد اون اسمونی شدی وقتیک نصف کیکم توی یخچال بود و شیرینیا مونده بود از کادوهای دیدی استفاده نکرده بودم عزیزدلم خیلی دلم برای بغل کردن و بوکشیدنت تنگ شده