2777
2789
عنوان

متاهلم ولی تنهام 😔 خیلی تنها

| مشاهده متن کامل بحث + 843 بازدید | 60 پست
خب بنظرم جداشو اگه میتونی چون تو تلاشتو کردی ولی اون توجهی نداره میدونی رابطه یه طرفه فایده نداره وق ...

چندین ساله دوس دارم جداشم 

ولی همون‌جوری که گفتم کسی پشتم نیست 

تاپیک های قبلمو بخونی متوجه میشی یه بار به قصد طلاق رفتم خونه پدریم اونجا جوری باهام رفتار کردن که برادرم که کوچیکتر از خودمه بهم گفت اگه طلاق گرفتی اینجا نیا 😔

باهاش درگیر شدم تف کردم تو صورتش دست از پا درازتر برگشتم 

دوستان منselentia_6 نیستم اشتباه نگیرید من قبل از ایشون بودم اینجا 😊

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

عزیزم انگار زندگی منو تعریف کردی

البته که اگه من و تو بخواهیم میتونیم با قدرت زنانگیمون زندگی رو گرم کنیم منتها من که حوصلم نمیکشه 

 اگه ناخواسته توی تاپیکی بحثی پیش میاد و ناخواسته کسی ناراحت میشه از صحبتهام پیشاپیش عذر خواهم حلال بفرمایید.

دخترم نمیدونه من تو چه وضعی هستم گاهی دستشو میگیرم میبرم رستوران اونجا زن و شوهر هارو میبینم که دوتا ...

میدونم به همراهی و محبتش نیاز دارید طبیعی هست ولی  خودتون را سرگرم کنید یه مهارت یاد بگیرید، برای خودتون زندگی کنید حداقل توانمند بشید اگر خواستید یه روز جدا بشید از نظر مالی بهش وابسته نباشید، متاسفانه با ناراحتی کردن به جایی نمیرسید، این تصور که زن های دیگه مردی دارن که نیازشون را میکشن را ذهنتون بیرون کنید نمیگم اصلا نیست ولی زن های مثل شما خیلی بیشتر از زن هایی هستن که نیازشون را میخرن


اسی منم دقیقا مثل توام حسرت ساده ترین محبت کلامیو دارم منتها من دیدم خودم کمبود دارم بچه نیاوردم دیگ ...

من برای اینکه بچه دار نشم به اصرار رفتم iud گذاشتم با اینکه دکتره گفت باید یه بار زایمان داشته باشی 

ولی بازم باردار شدم و دیگه نشد سقط کنم 

دوستان منselentia_6 نیستم اشتباه نگیرید من قبل از ایشون بودم اینجا 😊

خوشبحالت بخدا

عزیزم🥺 

من با اون اقا چند ماهی نامزد بودم انقد عذابم داد و کم محلی بهم کرد اعتماد ب نفسمو از دست داده بودم انقد ازم ایراد میگرفت در صورتی که نمیگم نقص ندارم ولی زشتم نیستم 

مثلا یبار تو جمع بمن گفت تو پیر بشی باید سینه هاتو بکنی تو شلوارت ، یا سر میز صبحانه تو خونشون نونو برداشت کوبوند تو صورتم پیش همه و بقیه ام مردن از خنده 

یا روز تولدم اصلااا ب روی خودش نیاورد که یه تبریک بگه شبش رفتیم پارک پیش دوستاش و همسراشون اونجا یکی از رفیقاش نامزدشو سوپرایز کرد من انقد حسرت کشیدم بعد توراه برگشت منو زد که چته رفتی تو خودت یه لحظه من گفتم امروز تولد منم بود دلم گرفت تو تبریک نگفتی برگشت گفت خودتو داری با مهیا مقایسه میکنی؟ تو کجا و اون کجا و خیلی کارای دیگه که یادم میفته دلم میشکنه

چندین ساله دوس دارم جداشم ولی همون‌جوری که گفتم کسی پشتم نیست تاپیک های قبلمو بخونی متوجه میشی یه با ...

وای اره خانواده منم اینجورین اجیم خیلی سختشه اصلا نمیشه رو اینا حساب کرد 

خاهر من حالا گفت بخاطر بچم تحمل میکنم 

ولی شما اگه میتونی برو خونه پدرت حرفای اونارو تحمل کن 

یا همین پیش شوهرت بمون و بسوز و بساز دیگه 

واسه خودت بیرون برو باشگاه برو به اونم اهمیت نده مس خودش 

اگه بچه داری ،بچه تو خوب بزرگ کن و نزار چیزی حس کنه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز