خواهر کارم از امید دادن گذشته وقتی همه لنگ کارای درشتشون هستن ولی من درگیر ریزه کاری ام و نمیتونم به چیزای بزرگ فکر کنم هنوز دغدغه م اینه جایی رفتم چایی چجوری بردارمم یا چجوری غذا بخورم جلو کسی که قاشقم تموم نخوره ، حداقل نعوذ بالله سرطان بین مردم جاافتادست ولی تا یکی میبینم دستت میلرزه انگار خیلی چیز عجیبیه و زود میپرسه وای چرا میلرزی