موقعه عروسیم بابام رفت ی مدل فرش گرفت خانواده شوهرمم ی مدل دیگ ،کلا وسیله هامو زیاد دوس ندارم جهزیه درست درمون نگرفتن هردو طرف ن مبل دارم ن لباسشویی دارم ن حتی کنسول و تخت و جاکفشی ،فرشارو یکی انداختم اتاق خواب یکی پذیرایی اون قسمتای خالی هم دوتا ۶متری قدیمی ک برا مادرشوهرمه رو انداختم ،قراره برام مهمون بیاد ب فکر اونم حالا چیکا کنم حتی آشپزخونه ام ی قسمتش ی رو فرشی کهنه برا مادرشوهرم انداختم بقیه اش لخته سرامیکه
شوهرم اعتیاد داره اصن بفکر زندگی نیس منم این همه سال فقط درگیر اعتیاد اینم ک چیکا کنم بره کمپ بره کنگره ،قهر کنم بلکه این ترک کنه ولی هیچ کدوم فایده نداشت
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بیشتر از وسایل خونه به فکر ترک شوهرت باش عمرتو پاش نزار اگه ترک نمیکنه جدی باهاش حرف بزن. بعدش خودت شاغل شو. پس انداز کن چیزایی که دوست داری بخر الانم اگه میتونی از اون رو فرشی کش دارها بخر بپوشون به فرشات حداقل یک دست بشن.
این همه مدت فقط ب فکر ترک شوهرم بودم ،۸ساله دارمم کلنجار میرم اما نمیدونم چرا نمیشه اونام خیلی گرونن ...
اگه اون ترک نمیکنه تو مجبور نیستی به پاش بسوزی. خودش یه فکری به حال خودش نمیکنه. چرا جوونی تو تلف بشه. مگه تو مقصری که اون معتاد شده. اگه بچه نداری. خودتو راحت کن از دستش. اگه بچه داری. فقط تلاش کن مستقل بشی. خودت کار کنی.
بچه ندارم ،هر دفعه میام ی کاری کنم همه اش میگ فرصت بده تا دوماه ،پارسالم ۶ماه قهرکردم ترک کرد دوباره ...
دوستم شوهرش ترک نمیکرد رفت دادگاه حق طلاق رو گرفت گفت ترک کن خونه زندگیرو فراهم کن. تا شش ماه فرصت داری اگه نکنی جدا میشم. شوهرشم واقعا این دفعه برای همیشه ترک کردن الان ۵ ساله ترک کرده
خونه خودش بود. ولی خوب حق طلاق رو داشت. جدی تصمیم گرفته بود. دادگاه هم بهش گفته بودن باید ترک کنی و الا حق با همسرته. خودش تو ترک کردنش خیلی همراه و کمکش بود