گلم منم کاملا مثل تو بودم هر وقت دعوامون میشد اولین پرخاش از طرف من بود بداخلاقی میکردم همه چیز رو قاطی میکردم چند بار هم خونه مامانش اینا سردرد گرفتم خخخ
بعد فهمیدم خیلی مواقع من حق دارم اما چون داد میزنم و رشته کلامم رو نمیتونم سر همون موضوع ناراحتیم فقط ببندم و به شرق و ِغرب میرم اخرش گناهکار میشم
الان که بحثمون میشه باورت نمیشه انگشتام رو تو هم میکنم و با تمام وجودم به خودم میگم داد نزنیا آروم اروم فقط در مورد همین موضوع حرف بزن بعد اگه نتونم جمع کنم خودم رو میگم متاسفم نارحتت کردم ولی فکر میکنم من مقصر نطستم فرصت بده کلمات رو پیدا کنم حرف میزنیم و حتی اگه اون بداخلاقی کنه من میگم الان حرف ننیزنم تا فکرم جمع نشه باز شر درست میکنما😃معمولا اوکم میره تو حیاط چند دقییقه بعد که اون اتیش اول خاموش سد حرف میزنین گاهی وقتام میگه باشه فردا