پارسال با یه دختری اشنا شدم از یکی از شهرای ایران بود.بعد یکم دوست شدیم و متوجه شدم تنهاس.بعد میگفت من از یکی از شهرای فلان بودم.من اسم شهرارو نمیگم دردسر نشه.به مسائل ماورا علاقه داشتم ولی پدر مادرم مخالف بودن منم مهاجرت کردم این شهر تا کارمو ادامه بدم.بعد تعریف میکرد میگفت من اصا به غیر اب مقطر هیچ اب دیگه ای نمیخورم ! میگفت کلی هزینه میدم برا اب مقطر و خوردنی های سالم حتی گفت خمیر دندون به خصوصی میزنم.علت این کارو جویا شدم گفت من یه زمانی با تمرین های وحشتناک چشم نمیدونم چندمم باز شد.گفت وارد یه فضایی شدم و خدارو حس میکردم و اینقدر برام زیبا بود اون فضا دیگه هیچ علاقه ای به این دنیا ندارم فقط میخوام تلاش کنم دوباره واردش بشم.گفت وقتی چشمم باز بود موجودات دیگه ای رو هم میدیدم تو خونمون.گفت ازار نداشتن فقط منو نگاه میکردن منم اوایل میترسیدم ولی عادت کردم.بعد برام جالب شد قضیه هی سوال جواب میکردم.جریان اسمشو پرسیدم چون عجیب بود گفت هر اسمی یه فرکانسی داره اگه اشتباه نکنم و کلمه گ تو این اسما نماد ثروته یا کلمه فلان نماد چیه.گفت کلمه گ رو خیلی به کار ببر پولدار میشی.یا گفت ساعت دو شب تو اینه اصلا نگاه نکن.گفتم چرا گفت همزادت همون موقع داره اینه رو نگاه میکنه این کارو بکنی میاد بیرون ولت نمیکنه و اذیتت میکنه😐دیگه راست یا دروغشو نمیدونم ولی یه سرچی تو گوگل کردم یه نتایجی دیدم که حرفشو تصدیق میکرد.بعد برای این شرکتام میرفت طلسم باطل میکرد.دیگه نمیدونم چی شد دیلیت زدم ندیدمش😐عکسشم مستقیم نمیداد تو اینه میگرفت میداد گفت نباید عکسمو مستقیم بدیم و موهاشم گفت همیشه باید کوتاه باشه و برای انرژی کارای خاصی میکرد.جالب بود میگفت یه روز یه هدیه بهت میدم از مال دنیا بی نیاز بشی دیگه دیلیت زدم نفهمیدم چیشد😐