یه جمعه شوهرم خونه ست اونم خواهرشوهرم زنگ زد بیا مامارو ببر عزاداری کجا؟یه روستای دور همیشه همینجوره هرجا دورهم باسیم باخانوادم ب یه بهونه شوهرمو از جمعمون جدا میکنه
من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
مثلا بگو حیییف امروز که خونه بودی میخواستم خیلی بهت برسم یا مثلا غذای خوشمزه و جدید درست کنم بعد باهم بریم بیرون با حالت ناز و ناراحتی
بعدم بگو چه میشه کرد دیگه نمیشه برو خواهرتو ببر
من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨