10- علامتهاي آخرالزمان
ابن عباس نقل مي كند:
ما با پيامبر (صلي الله عليه و آله) در آخرين حجي كه در سال آخر عمر خود بجاي آورد (حجة الوداع) بوديم. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) حلقه در خانه كعبه را گرفت و رو به ما كرد و فرمود:
آيا حاضريد شما را از علامتهاي آخرالزمان باخبر سازم؟
سلمان كه در آن روز از همه به پيامبر (صلي الله عليه و آله) نزديك بود، عرض كرد:
آري، يا رسول الله!
پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:
از علامت هاي آخرالزمان ضايع كردن نماز، پيروي از شهوات، تمايل به هواپرستي، گرامي داشتن ثروتمندان و فروختن دين به دنياست و در آن وقت قلب مؤمن در درونش آب مي شود مثل آب نمك در آب! از اين همه زشتيها كه مي بيند و قدرت بر جلوگيري آن را ندارد.
سلمان پرسيد: آيا چنين چيزي واقع خواهد شد؟
حضرت فرمود: آري، سوگند به خداوند! اي سلمان! در آن وقت زمامداران ظالم، وزيراني فاسق، كارشناسان ستمگر و امنايي خائن بر مردم حكومت كنند.
سلمان پرسيد: آيا چنين امري واقع خواهد شد؟
پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:
آري، سوگند به خدا! اي سلمان! در آن وقت زشتي ها زيبا و زيبايي ها زشت مي شود. امانت به خيانتكار سپرده مي شود و امانتدار خيانت مي كند، دروغگو تصديق مي شود و راستگو تكذيب!
سلمان پرسيد:
آيا اين امر واقع خواهد شد؟
پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:
آري، سوگند به خداوند! در آن وقت حكومت به دست زنان و مشورت با بردگان خواهد بود، كودكان بر منبر مي نشينند، دروغ خوشايند و زرنگي، زكات ضرر و بيت المال غنيمت محسوب مي شود!
اولاد در حق پدر و مادر جفا مي كنند و به دوستانشان نيكي مي نمايند و ستاره دنباله دار طلوع مي كند!
سلمان پرسيد:
آيا چنين چيزي واقع خواهد شد، يا رسول الله؟
پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:
آري، اي سلمان! در آن زمان زنان در تجارت با شوهران خود شريك مي شوند، باران رحمت كم، جوانمردان بخيل، تهي دستان حقير مي شوند، بازارها به هم نزديك مي گردد و همه از خدا شكايت مي كنند. يكي مي گويد سودي نبردم و ديگري مي گويد چيزي نفروختم.
سلمان پرسيد: اين امر واقع خواهد شد؟
حضرت فرمود:
آري، در آن وقت گروهي به حكومت مي رسند، اگر مردم حرف بزنند آنها را مي كشند و اگر سكوت كنند اموالشان را غارت، حقشان را پايمال مي كنند و خونشان را مي ريزند و دلها را پر از كينه و وحشت مي كنند و...
در آن زمان اشيا و قوانين را از شرق و غرب مي آورند و امت من رنگارنگ مي شوند، نه، بر كوچك رحم مي كنند و نه، بر بزرگ احترام مي گذارند و نه، گناه كاري را مي بخشند، هيكل هايشان مانند آدميان و قلب هايشان همچو شياطين است.
در آن زمان مردان با نردان همجنس بازب زياد مي شود، مردان خود را شبيه زنان مي كنند و زنان خود را شبيه مردان، لعنت خدا بر آنها باد!
در آن زمان مساجد را زينت مي كنند، قرآن ها را آرايش مي دهند و مناره هاي مساجد را بلند مي نمايند و صفهاي نمازگزاران زياد، اما دلهايشان به يكديگر كينه توز و زبانهايشان مختلف است!
مردان و پسران، خود را با طلا زينت مي كنند و لباس حرير و ديباج مي پوشند، پوست پلنگ را براي اظهار بزرگي در بر مي كنند.
ربا در بين مردم شايع مي شود و معاملات با غيبت و رشوه انجام مي گيرد، دين را مي گذارند و دنيا را برمي دارند!
طلاق زياد مي شود، حدود اجرا نمي گردد، زنان خواننده و آلات نوازندگي آشكار مي گردد و اشرار امت به دنبال آنها مي روند، ثروتمندان براي تفريح و طبقه متوسط براي تجارت و فقرا براي ريا و خودنمايي به حج مي روند!
عده اي قرآن را براي غير خدا و عده اي براي خوانندگي ياد مي گيرند و گروهي نيز علم را براي غير خدا مي آموزند، زنازاده فراوان مي شود و براي دنيا با يكديگر عداوت مي كنند!
پرده هاي حرمت پاره مي گردد، گناه زياد مي شود، بدان بر خوبان مسلط مي شوند دروغ فراوان، لجاجت شايع و فقر فزوني مي يابد، با انواع لباسها بر يكديگر فخر مي فروشند، قمار و آلات موسيقي را تعريف مي كنند و امر به معروف و نهي از منكر را زشت مي شمرند.
مؤمن واقعي در آن زمان خوار است، قاريان قرآن و عبادت كنندگان پيوسته از يكديگر بدگويي مي كنند و در ملكوت آسمانها آنان را افراد پليد مي دانند.
ثروتمندان از فقر مي ترسند و بر فقرا رحم نمي كنند و آدمهاي نالايق درباره جامعه سخن مي گويند كه حقيقت ندارند، حرفهايشان فقط شعار است!
در آن زمان صداي توأم با لرزش از زمين برمي خيزد كه همه مي شنوند، گنجهاي طلا و نقره بيرون مي ريزند ولي براي انسان ديگر سودي نخواهند داشت و دنيا به آخر مي رسد...(11)