2777
2789
عنوان

درد و دل

73 بازدید | 3 پست

میدونی کلان من از زندگی چی میخواستم یه خواسته های خیلی کوچیک که شاید همه فک کنن زیاده ولی کل زندگیم غصه همین ها رو خوردم 

روز اول که ازدواج کردم زود ازدواج کردم بچه بودم اصلا عقل نداشتم نمی‌دونم چرا خانوادم قبول کردن خودم خواستم ازدواج کنم ، ولی چرا نگفتن زوده نمی‌خوایم دخترمون رو بدیم اولین خواستگارش تو سیزده سالگی 

درس خواندن لیسانس گرفتم عروسی کردیم با هزار مشکلات ، بچه دار شدم برگشتم شهرمون شوهرم رفت سر کار همه چی عالی بود تا برا بچه دوم به مشکل خوردم ، بچم تنها بود هم بازی نداشت نابود شدم سر این مسئله سقط کردم مریض شدم سر پا شدم 

تو این بین خونمون با مشکل رو به رو شد آپارتمان بود فروختیم اومدیم پایین شهر ، باز حالم بد شد تا روبه راه شدم دوباره سر پا کردم خودمو ، مشکلات تنهایی پسرم منو تا مرز جنون برد 

الان رفتم سر یه کار نیمه وقت حالم داشت بهتر میشد دکتر میگه پسرت احتمالا آینده بچه دار نمیشه خدایا من فقط یه زندگی ساده میخواستم ازت من خیلی امیدوار بودم تا امیدم کردی 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز