فکرشو کن دوران نامزدیمو ی دفعه شوهرم نذاشت دانشگاه و باشگاه و با فامیل رفت و آمد کنم...بعد تو ی دعوا لو داد ک اون زنیکه هرزه بهش یاد داده نذاره من این کارا و بکنم..
.
.
منم از وقتی اومدیم خونه خودمون هفته ای ۱بار میرفتیم...ولی بعد زایمان چون نوه اولشونه هرشب باید بریم..اگه هم نریم صبحش زنگ میزنه شوهرم از من پرش میکنه..حالا شوهرم اصلا ها اصلا یک کلمه از حرفاشو بهم نمیگه ناراحتم نکنه اما اون اشغال دست بردار نیس.
چند روز پیش سرما خورده بود افتاده بود گوشه خونه...دیشب رفتیم ک تو اتاق گریه میکنه شوهرم رفت پیشش وقتی برگشت حالش بد بود.میگم چی شده..بهش گفته بود ک ها من مریض شدم هانیه زنگ نزده حالمو بپرسم...گفتم خوبه سرما خوردی طاعون ک نگرفتی من نگرانت شم.
.
.
اصلا خیلی اشغااااااااااااله.