عزیزم من تجربه ام رو میگم اول خودت رو مشغول کن یه هنری شروع کن هرچی که مجبور باشی از خونه بزنی بیرون
بعد فکرت شروع میکنه کمتر بها بده به اونا
یواش یواش ازشون فاصله میگیری تازه بهانه هم داری براشون قانون میذاری فلان روز فقط خونه ام یا تا فلان ساعت خونه نیستم تا دستت بیاد کی میره کی میاد
بعد ارتباطت رو باهاشون حفظ میکنی یه لبخند ساختگی میذاری گوشه لبت و میشینی جلوشون اینم بگم تیپ می زنی خیلی خفن میری این ور اون ور اینطوری میشی آیینه دقشون چون اونا از تو بدشون میاد وقتی تو رو میبینن که حالت خوبه عذاب میشکن
من این روش رو دارم
دست خودت نیست نمی تونی بگی من از الان دیگه به ظلم هایی که در حقم کردن فکر نمی کنم یا دیگه بهشون بها نمیدم
یه زمانی میاد که دیگه در نظرت به پشیزی هم نمی ارزن اون موقع خودت میفهمی و این نشانه قدرت و حال خوبه توعه
اینم بگم اصلا قطع ارتباط نکن
اسماشون رو توی گوشیت عوض کن اسم مستعار بذار تا دلت خنک بشه من یه مدت شماره شون رو حذف کردن وقتی زنگ میزدن میگفتم شما!!!! خیلی جا میخوردن دلم خنک میشد بهانه میاوردم که گوشیم خراب شده شماره نمیاره
بزن دست قشنگه رو
برام دعا کن مخصوصا برای پسرم