وقتی زایمان کردم، سه روز روز بیمارستان موندم. پسرم nicu بود. و من بجای استراحت، تو اتاق مادران رو صندلی بودم و خیلی استرس هم کشیدم تا مرخص شد و اومدیم خونه.
روز اول مامانم پیشم موند.تا من مرخص شدم و رفتم تو اتاق مادران کنار بچم باشم.
مادر شوهرم وقتی فهمید قراره مامانم بمونه پیشم.به شوهرم گفته بود چرا مامانش پیشش میمونه. نوه منم هست من برم بمونم. که شوهرم گفته بود با مامانش راحته.
(دقت کنید حتی به منم نگفته بود آنقدر باهم راحت نیستیم)