سلام دوستان پنج سال پیش جاری بزرگم تو روی خودم گفت نازایی و از نازا بودنم خیلی خوشحال بود و وقتی فهمید باردارم گفت همه حامله میشن دیگه هر وقت بدنیا آوردی گرفتی بغلت حسابع این حرف رو بخاطر این گفت که چون جاری وسطیم چهار ماه قبل بارداری من یه بچه سقط کرده بود، ولی شکر خدا من الان دوتا بچه دارم و جاری وسطیمم بچه داره، موند دوسال پیش دختر همین جاری بزرگم باردار شد و تو سه ماهگی سقط کرد
منم وقتی این حرف رو شنیدم حرصم در اومد و پاشدم یه پروف گذاشتم با محتوای این که باهاشون مثل قبل نمیشم ولی حذفشونم نمیکنم باید بمونن ببینن بسوزن به نظرتون منم دل شکستم یانه ؟راستی این جاریم خیلی تهمت ناروا هم بهم زده همون پنج سال پیش که فهمید باردارم از حسادتش این کار رو کرد
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
بگو ما نه اونقدر بدذاتیم ک بد خواه کسی باشیمنه اونقد وقت ک دنبال جادو برا هرکسی باشیم
به نظرت منم دل شکستم ؟ولی بعدش طلب حلالیت کردم و خودشم خوب فهمید براچی طلب حلالیت کردم ولی بازم نشست پیش همه گفت این جادو جنبل کرده و خدا شاهده چقدر تهمت زده بهم و حتی از کارشم پشیمون نیست
نمیدونمولی از اونجا ک خودون اهل اینکاران قطعا لجشون در اومدهخودتو با ادمهای حسود در نندازولشون کن ند ...
الان چهار ماهه قطع رابطه ام باهاشون ،خب اعصابم خورد شد بهم ریختم وقتی شنیدم تهمت به اون بزرگی بهم زده
منم گفتم دیدی برا نازایی و مشکل من خوشحال بودی حالا دیگه بچه دارم ببین و بسوز فقطم با خودش بودم نه دخترش هر چند دخترش تاوان مادرش رو داد دقیقا همون جور که خودش گفت شد ولی نه برا من برا دخترش شد,وقتی فهمید باردارم گفت هر وقت بدنیا آوردی گرفتی بغلت حسابه من بدنیا آوردم ولی دختر خودش نه
ادم اگ بفهم باشه بعد استوری تو اون حلالیت میخواد ک ببخشید دلتو اونجور شکستم خدا بهم حالی کرد ک اشتبا ...
این کلا برا بدبختی همه انتظار میکشه فقط چشم دیدن خوشی خودش و عزیزاشو داره ،وقتی جاری وسطیم سقط کرد خیلی خوشحال بود منم که یه مدت نازایی داشتم که اومد کوبید فرق سرم حالا هم که بچه داریم وقتی میبینه میسوزه بدبخت بیچاره