یاد خرید حلقه خودم افتادم تو بازار خلیج فارس دم در بازار شوهرم وایستاد گفت شما رسم ندارید شیرنی ببرید برای طلافروش؟ بعد یه حلقه دیدیم زنونش آماده نبود و ما هم جفت میخواستیم شوهرم گفت بیا بریم اونیکیو بخریم اون قشنگه ولی مال ما نیست
بچه ها دعا کنید زندگیم از هم نپاشه فقط دلم معجزه میخواد اگه نپاشه بعدا تاپیکشو میزنم