من نمیدونستم باردارم . از شیراز رفتیم شمال . چقدر تو شمال گشتیم و روزانه ۲۰۰ کیلومتر میرفتیم گردش و برمیگشتیم ... چقدر پیاده روی کردم... از پله ها بالا و پایین کردم ... از شمال برگشتیم ... بابونه دم کردم خوردم .. وسیله های سنگین جابه جا کردم ... چقدر ناراحتی کشیدم و شرایط روحی خوبی نداشتم ... اما بازم این بچه چیزیش نشد ... خیلی برام عجیبه