2777
2789

بله بارها و بارها 

هیچی کم کردن ارتباط 

اولین دلخوشی زندگیم💕مادرم💕پلان اول ؛ دیشب همه چیز به ‹ مو › رسید پلان دوم ؛ صبح معجزه شد و ‹ مو › پاره نشد ± دو ساعت بعد از معجزه ، مامانِ بی‌خبر از اتفاقات اخیر ، برای احوال پرسی زنگ زد و گفت : ‹ دیشب کلی دعات کردم💛'💎 ›دومین دلخوشی زندگیم💕 پدر و برادر جانم 💕 با قلب مهربونشون  و خوبی های بی منت 🌈🦋‌‌ سومین دلخوشی زندگیم اومدن مردی تو زندگیم که منو با تمام بچگیام بزرگ کرد 🌱و کنارش بدون هیچ ترسی خود واقعیمم🙃 .آدم امن زندگی من🫂❤️ می‌گفت هرچقدر دل‌چرکین باشم ازت ولی دوست‌داشتنت هنوزم به دریا وصله.💙 در دل و جان خانه کردی عاقبت ...❤️🌈 خدایا شکرت بابت همه چی 💛💛 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

به شدت ....مخصوصا سر کار....یه سری که زیرآبمو زدن نامردا

تمام اتفاقات و حوادث که برشما وارد می شود خیر است... خداوند صلاح بندگانشان را بهتر از خودشان میداند،و هیچ اشتباهی در آفرینش خداوند روی نداده است...پس بیهوده از بخت و اقبال خود شکایت نکرده و ناراضی نباش.

والله ما همش تو خونه مونه کلافه شدم از دستش

چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم *مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم*طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری*غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم

مادرهمسرم .خواهرم .هیچ .بی توجهی . مورد اولو سعی میکنم جوری رفتار کنم که کمتر مرکز توجهش باشم .مورد دوم هم باهاش صمیمی تر شدم بهتر شد

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

فقط رابطه قطع کردم سریع اعتماد ب نفسمو ازم میگرفت

آخ دقیقا

باعث میشن احساس کنی چقدر دوست نداشتنی هستی، چقدر ایراد داری، من بعد مدتهااااا آزار دیدن یهو به خودم میگم شاید تقصیر تو نیست، شاید تو نیستی که داغونی، اونه که حس حسادت داره بهت

از کجا میفهمی بهت حسودی میکنه کسی

مثلا کاری میکنه اون چیزی که منو خوشحال میکنه رو ازم بگیره یا وقتی حالم خوبه سعی میکنه حالمو بد کنه جایی ک من هستم نمیخاد بمونه چشم دیدن منو نداره

دوستم خیلی حسود بود من حالیم نبود حسرت هرچیزیمو میخورد الان من ندارم اون داره .ازشدت حسادت گاهی ازم ...

مثلا چه رفتارهایی داشت؟ چی میگفت؟

الان هنوز دوستید؟

به نظرت میشه با اینطور آدمی دوستی رو ادامه داد و کاری کرد کمتر حسادت کنه یا کمتر با حسادتش ضربه بزنه؟

یا کمرنگ کردنش راه بهتریه؟

مثلا چه رفتارهایی داشت؟ چی میگفت؟الان هنوز دوستید؟به نظرت میشه با اینطور آدمی دوستی رو ادامه داد و ک ...

دایم میگفت خوشبحالت اینو داری اونو داری .پشت بقیه میگفت شانس دارن .دلش میخواست ادمایی که ازش بالاترن ضربه بخورن اگه ضربه میخوردن خوشحال میشد .

نه این ادم خانوادش هم حسادتشون زیاده و مطمعن باش آدم حسود ذات حسادتش درست نمیشه .دوستی بااین آدم ها کاملا اشتباه

لایک نکنید .توروخدا 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792