یه عمر تلاش کردم تا بلاخره ماشینشو عوض کرد همون روزی که عوض کرده مادره از خودش احمق ترش یه جوری پرش کرد که خانواده من خونمون بودن کم مونده بود شوهرم بزنتشون بعدشم رفته ماشینو به اسم باباش زده و پیش همه گفته واسه این اینکارو کردم ترسیدم زنمو خانوادش ماشینمو بگیرن مهریه شو بزاره اجرا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.