یه عمر تلاش کردم تا بلاخره ماشینشو عوض کرد همون روزی که عوض کرده مادره از خودش احمق ترش یه جوری پرش کرد که خانواده من خونمون بودن کم مونده بود شوهرم بزنتشون بعدشم رفته ماشینو به اسم باباش زده و پیش همه گفته واسه این اینکارو کردم ترسیدم زنمو خانوادش ماشینمو بگیرن مهریه شو بزاره اجرا