یادمه ۱۷سالم بود درحالی ک بابام مارو ب زور برده بود محلمون وقراربود ۱ماه اونجا باشیم ومن اصلا اونجارو دوست نداشتم وبه محض رسیدن اعتراض کردم ،بهم گف ج ن. د. ه
درحالی ک دخترپاک درس خون مدرسه تیزهوشان وهمه چی تموم بودم،بابامم فرهنگیه ینی بیزون خونه براخودش برو وبیا ومعروفه تو شهر
خیلی باهم دعوا میوفتادیم
این کلمه بعد سال ها دوباره یادم اومده
درحالی ک الان کنارشوهر بی محبت وتوجع دارم گریه میکنم