چندین بار مادرش زنگ زده
صدبار خودش حتی اجازه خواستگاری حضوری مادرم نمیده بهش
این دفعه هم ک تموم کرد با پیام ها و حرف هاش فهمیدم هیچوقت اوکی نمیده
حالا من تنها توی خوابگاه 3 روزه ن چیزی خوردم فقط و فقط گریه
چشمام باز نمیشن انگار دارم کور میشم
سرم داره میترکه و لرز گرفتم
جونم داره میاد بالا و حتی اگه بمیرمم کسی نمیفهمه