2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

حاضر نیست بخاطر این پسره بیاد مشاوره

نگو به خاطر اون میریم کهبه تاپیکات نگاه انداختم ببین فکر میکنم مادرت ترس از تنهایی و وابستگی به شما داره که شما ازدواج کنی و بری مخصوصا که پارتنرت ایران نیست شاید فکر می‌کنه عمرش رو پای شما گذاشته و شما حق نداری تنهاش بزاری و ....

در هر صورت رضایت مادرت رو جلب کن زحمت کشیده برات 

نزار ازت ناراضی باشه 


عه منم ۱۰ سال با یکی بودم خیلی همو دوست داشتیم ۳ بارم اومد خواستگاری اخر و اخر مامانم راضی نشد و نشد ...

چندین بار مادرش زنگ زده

صدبار خودش حتی اجازه خواستگاری حضوری مادرم نمیده بهش

این دفعه هم ک تموم کرد با پیام ها و حرف هاش فهمیدم هیچوقت اوکی نمیده 

حالا من تنها توی خوابگاه 3 روزه ن چیزی خوردم فقط و فقط گریه

چشمام باز نمیشن انگار دارم کور میشم

سرم داره میترکه و لرز گرفتم 

جونم داره میاد بالا و حتی اگه بمیرمم کسی نمی‌فهمه 

چندین بار مادرش زنگ زدهصدبار خودش حتی اجازه خواستگاری حضوری مادرم نمیده بهشاین دفعه هم ک تموم کرد با ...

درکت میکنم خیلی سخته  واقعا سعیتو بکن مامانتو راضی کنی بگو اگ خوشبختیه منو میخوای من کنار ایشون احساس زنده بودن میکنم و...

میدونم ولی مادرم راهی برام نزاشته اگه حوصله ات شد برو ببین پیام هاشو

دیدم. منم دقیق مثه تو بود داستان زندگیم مامانم راضی نمیشد اخر سر بم گفت اگ باهاش ازدواج کنی باید قید منوبزنی

دیدم. منم دقیق مثه تو بود داستان زندگیم مامانم راضی نمیشد اخر سر بم گفت اگ باهاش ازدواج کنی باید قید ...

مامان منم همینو میگه

نفرینم پشت زندگیته و... بیا فوری ی عقد محضری کن و برو 

شما چیکار کردی

هیچی باهاش خدافظی کردم و خطمو خاموش کردم ی شب  بعد ی ماه نامزد کردم وقتی خبر دارشد تصادف کرد حتی تا کما هم رفت بعد ازدواجم ازکشور رفت وقتی برگشت من بچه اولم ب دنیااومد ولی ایشون ب امید این برگشتن ک هنوز راهی داشته باشه واسه کنار موندنمون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز